هشتمین اجتماع بزرگ حزب الله سایبر -
پاسداشت مقام امام هادی علیه السلام
به منظور پاسداشت مقام امام دهم شیعیان امام علی النقی الهادی علیه السلام و همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر هشتمین همایش حزب الله سایبر با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد پناهیان برگزار می گردد.

"عماریون"- در پی انتشار مطالب و محتوای توهین آمیز از سوی برخی از کاربران معاند، مرتد و بعضاً جاهل و نادان که یا مستقیماً و دانسته در نقشه ی شوم صهیونسیت ها به منظور تقدس زدایی از اندیشه ها، مقدسات و نمادهای مذهبی جهان اسلام بالاخص شیعیان مشغول به بازی شده اند و یا از روی جهالت دشمنان دین و انقلاب را یاری می دهند، حزب الله سایبر ضمن محکوم کردن این اقدامات و اعلام انزجار از این فعالیت های کور و شرارت بار، گردهمایی با هدف همگرایی هر چه بهتر و بیشتر بین فعالین فضای مجازی تدارک دیده و بدین منظور از تمامی افسران جنگ نرم و فعالان فضای مجازی دعوت می گردد که با حضور خود ضمن پاسداشت مقام امام هادی علیه السلام ما را در برقراری انسجام هرچه بیشتر بین نیروی های مذهبی و انقلابی در فضای مجازی جهت رویارویی با این گونه اقدامات هتاکانه یاری دهند.

زمان : چهارشنبه سوم خردادماه - ساعت 17 لغایت 20

مکان : خیابان طالقانی جنب میدان فلسطین - سینما فلسطین

مددی یابن الزهرا(سلام الله علیها)؛
در ساخت مسجد امام هادی (ع) سهیم باشید
بر همین اساس از همه عاشقان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دعوت به عمل می آید تا در اجرای این طرح با ما سهیم باشند و کمک های نقدی خود را به شماره حساب ذیل ارسال نمایند ..


"عماریون"- به گزارش شیعه آنلاین، در پی انتشار آهنگ توهین آمیز «شاهین نجفی» علیه ائمه اطهار علیهم السلام به ویژه امام هادی، تصمیم گرفتیم این بار با آغاز طرح ساخت مسجدی بنام "امام هادی (ع)"، با توطئه دشمنان برای خاموش کردن نور اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مقابله کنیم و نام مبارک آن حضرت را زنده نگه داریم.

بر همین اساس از همه عاشقان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دعوت به عمل می آید تا در اجرای این طرح با ما سهیم باشند و کمک های نقدی خود را به شماره حساب ذیل ارسال نمایند:

شماره حساب: 34/ 3449 3449 بانک ملت - بنام موسسه خيريه مهر امام هادي (عليه السلام)

شماره کارت: 6104337770021002

پیام فضلی نژاد گفت: ناگفته های تکان دهنده ای از شاهین نجفی


شاهين نجفي در دوره اصلاحات گروه هاي زيرزميني موسيقي رپ را در رشت و تهران ترتيب مي داد و در سال ۸۴ از ترس مجازات بدليل ارتكاب جرائمي نظير همجنس گرايي به آلمان گريخت.
"عماریون"-  پیام فضلی نژاد در گفت و گو با خبرگزاري دانشجو، درباره ماهيت و پيشينه شاهين نجفي خواننده هتاك به امام هادي (ع) گفت: «شاهین نجفی» خواننده و سازنده کلیپ موهن علیه امام هادی(ع) که از دوره اصلاحات به راه‌اندازی گروه‌های موسیقی زیرزمینی در رشت و تهران پرداخت، یک «همجنس‌باز» است که به سبب اشاعه فحشا و فساد با شکایت شاکیان خصوصی شامل چند خانواده، دو بار در ایران دستگیر شد و سال ۱۳۸۴ از ترس مجازات سنگین کیفری به آلمان گریخت.

نجفی به سرعت با پسمانده‌های گروهک‌های ترویستی مانند «سازمان فدائیان خلق» و «سازمان مجاهدین» پیوند خورد و با پیوستن به گروه «تپش ۲۰۱۲» در تجمعات این گروهک‌های تروریستی علیه ایران در شهرهای «استکهلم» در سوئد و «اسن» در آلمان حضور یافت و به اجرای کنسرت در میتینگ‌های منافقین پرداخت.

پژوهشگر موسسه کیهان افزود: در سال ۱۳۸۷ که سازمان‌های مارکسیستی- تروریستی برای گسترش فعالیت‌های خود در دانشگاه‌های ایران می‌کوشیدند، «شاهین نجفی» نیز به همکاری با آنان پرداخت و توسط چند دانشجو در داخل ایران قصد یارگیری برای تروریست‌ها را داشت، اما آن زمان روزنامه «کیهان» پشت صحنه این پروژه را فاش کرد و در ۸ مهرماه ۱۳۸۷ نوشت: «اخيراً برخي از وبلاگ هاي دانشجويي اپوزيسيون با گرايش ماركسيستي، بيانيه‌اي از يك گروه موسيقي با عنوان تپش ۲۰۱۲ منتشر كرده اند كه در آن از راه اندازي كمپين يكصد هزار امضاء خبر مي دهد.

وي با اشاره به ماهيت اين گروه تصريح كرد: اين گروه مبتذل خود را متشكل از تعدادي جوان ايراني و آلماني معرفي مي كند... اعضاي اين گروه هدف خود از تشكيل چنين محفلي را تلاش براي جمع‌آوري امضا و ارائه آن در سالروز حقوق بشر (۱۰ دسامبر) به پارلمان اروپا در بروكسل اعلام كرده‌اند تا توجه مطبوعات و رسانه‌هاي بين‌المللي را به شرايط حاكم در ايران و به اصطلاح نارضايتي مردم جلب كند.»

فضلی نژاد با ارائه پیشنهادی به مسئولان قضایی کشور مبنی بر «درخواست بازداشت و استرداد نجفی توسط اینترپل» اظهار داشت: با توجه به سابقه این خواننده همجنس‌باز و اتهامات و جرائم وی که در حوزه سرزمینی ایران قبل از فرار واقع شده و توسط مراجع ذیصلاح قضایی کشور خودمان قابل رسیدگی کیفری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد، پیشنهاد می کنم که با تدبیر دادستان محترم کل کشور درخواست بازداشت و استرداد شاهین نجفی به ایران از کانال پلیس اینترپل داده شود. این خواننده هتاک باید در ایران به دست عدالت سپرده شود و این یک مطالبه مردمی است.

عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان با بازخوانی پیشینه فعالیت‌های این خواننده هتاک ادامه داد: وقتی شامگاه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ آقای «حسین شریعتمداری» در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما از همکاری شهید «صانع ژاله» با روزنامه «کیهان» سخن گفت، رسانه‌های غربی چند ساعت را در شوک و بهت ناشی از این خبر به‌ سر بردند و فردای آن روز، جز واکنش‌های سراسیمه، کاری از دستشان ساخته نبود. اما، کمتر از ۱۵ ساعت پس از مصاحبه مدیرمسئول روزنامه «کیهان»، تلویزیون‌های فارسی‌زبان اپوزیسیون برانداز و رسانه‌های کردی‌زبان ضدانقلاب برنامه‌های عادی خود را برای پخش یک «خبر ویژه» قطع کردند و با نشان دادن تیزری تبلیغاتی از یک ویدئو کلیپ (نماهنگ) گفتند «سلطان رپ ایران علیه حسین شریعتمداری می‌خواند!» و برخی از سایت‌های خبری اروپایی نیز تیتر زدند: «ساخت موسیقی اعتراضی توسط یک همجنس‌گرای مشهور درباره مدیر کیهان».

وي ادامه داد: در همان هنگام، جریان رسانه‌ای «فتنه سبز ماسونی» در سایت‌های «فیس بوک»، «تویتر» و «یوتیوب» صفحات ویژه‌ای را ساختند تا «نماهنگ» این «همجنس‌باز مشهور و سلطان رپ ایران» را به صورت ویژه و در گسترده‌ترین سطح ممکن منتشر کنند. سرانجام شامگاه ۲۸ بهمن، تنها یک روز پس از گفتگوی ویژه تلویزیونی «حسین شریعتمداری»، نسخه کامل این نماهنگ در رسانه‌ها پخش شد.

فضلی نژاد اظهار داشت: نماهنگ «شهید سبز: صانع ژاله» با صدای «شاهین نجفی» که به «حسین شریعتمداری» به عنوان «پلیدترین انسان روی زمین» تقدیم شده است، تنها واکنش کارگزاران فتنه سبز به جدیدترین افتضاح و رسوایی سیاسی‌شان بود. ۴۸ ساعت پیش از انتشار سخنان مدیرمسئول «کیهان» درباره خدمات ارزشمند شهید «صانع ژاله» به جمهوری اسلامی و در حالی که کارشناسان امنیتی سرنخ‌های متعددی را از نقش محوری «گروهک تروریستی مجاهدین خلق» (منافقین) برای ترور وی به دست آورده بودند، رسانه‌های وابسته به مثلث سرویس‌های جاسوسی CIA و موساد و MI۶ پروژه «شهیدسازی» برای «سبزها» را کلید زدند. گرچه در ابتدا «رادیو فردا» حتی نام این «شهید جدید سبزها» را نمی‌دانست و به تعبیر آقای شریعتمداری خبر از «کشته شدن خانم ژاله صانعی به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی» می‌داد!

نویسنده کتاب «ارتش سری روشنفکران» درباره بهره‌برداری سازمان‌های اطلاعاتی از خوانندگان همجنس‌باز و پروژه های ایرانی آنان گفت: برای نمونه پروژه جدید «شهیدسازی» از «صانع ژاله» توسط «سرویس ارتباطات استراتژیک آمریکا» که ۲ وزارتخانه امور خارجه و دفاع با محوریت سازمان CIA آن را اداره می‌کنند، کلید خورد. این پروژه که هدفش مهندسی افکار عمومی از طریق «موسیقی اعتراضی- زیرزمینی» است، پیش از این در کودتاهای مخملی اروپای شرقی و مرکزی به اجرا درآمده بود و در هنگام قتل «ندا آقاسلطان» توسط گروه موسیقی «شاهین نجفی» اجرا شد.

فضلي نژاد همچنين با اشاره به حمايت آمريكا از اين خواننده هتاك، خاطرنشان كرد: چندی پیش نيز «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه آمریکا دستور استمرار پروژه «جنبش رقص و دیپلماسی رپ» را در فرآیند «جنگ نرم» علیه ایران صادر کرد. بار گذشته نیز همین گروه فاسد وظیفه پیشبرد پروژه موسوم به «موسیقی ترور» را برعهده داشت و این‌بار نیز «شاهین نجفی» همجنس‌باز مشهور و شومن میتینگ‌های منافقین، به هتک حرمت معصومین و ائمه اطهار پرداخته است.

میدانی منتظر اشاره ای از طرف امام خامنه ای؛ جایزه میلیونی یک هیئت برای اعدام انقلابی شاهین نجفی


هیئت روضه الزهرا (س) با محکومیت بی حرمتی و هتک حرمت به ساحت امام هادی (ع) بیانیه ای را به شرح زیر صادر کرد . به گزارش صراط این هیئت که در محل امامزاده سید ناصرالدین در خیابان خیام تهران قرار دارد جهت کشتن خواننده هتاک 20 میلیون تومان جایزه نقدی قرار داده است. ..
"عماریون"- هیئت روضه الزهرا (س) با محکومیت بی حرمتی و هتک حرمت به ساحت امام هادی (ع) بیانیه ای را به شرح زیر صادر کرد . به گزارش صراط این هیئت که در محل امامزاده سید ناصرالدین در خیابان خیام تهران قرار دارد جهت کشتن خواننده هتاک 20 میلیون تومان جایزه نقدی قرار داده است.

***.
بسم الله الرحمن الرحیم
***.
حدود چند ماه پیش صفحه ای در وب سایت فیس بوک با هدف توهین و هتک حرمت به مقام والای حضرت امام هادی (ع) شکل گرفت و عده ای گمراه دست به تبلیغات گسترده زده تا آنجا که به عضو گیری کثیری از کاربران ضد دین انجامید.

    این افراد با توهین به جایگاه رفیع ولایت و امامت سعی در کم رنگ کردن تلائلو انوار الهی اهل بیت داشته و هم چون یزیدیان در خواب غفلت دست شیطان را به بهانه بندگی بوسه زده اند ولی غافل از آنند که در جهل مرکب خویش تا ابد گرفتار خواهند آمد.

    اما گمراهی این افراد به همینجا ختم نشد ! تا جایی که در روزهای گذشته شاهين نجفي خواننده رپ که از سال 84 تاکنون با شبکه هاي معاند و بيگانه همکاري دارد در جديدترين آلبوم خود ،با وقاحت تمام اقدام به توهين به حرم امام رضا (ع) و شخصیت بزرگوار امام هادی (ع) و امام زمان (عج) کرده است.

    پوستر جديدترين آلبوم شاهين نجفي با نام "نقي” در حالي منتشر شده است که در طراحي اين پوستر به حرم مقدس امام رضا (ع) توهين شده و همين امر باعث بروز واکنش هاي منفي در میان ایرانیان شده است.

    شبکه بی بی سی فارسي نيز با بی شرمی در حمايت از اين اقدام زشت براي سايتي که اولين بار اين آهنگ را پخش نموده است جايزه ويژه ای در نظر گرفت.

    به دنبال بی حرمتی و هتک حرمت به ساحت مقدس ائمه معصومین (س) هیئت روضه الزهرا (س) نیز این اقدام بی شرمانه را محکوم کرده و از هیچ اقدامی جهت پاسخگویی به این عمل وقیح کوتاهی نخواهد نمود و برای هرگونه عملیات میدانی منتظر اشاره ای از طرف امام خامنه ای می باشد.



هیئت روضه الزهرا (س) برای به درک واصل کردن شاهین نجفی مرتد 20 میلیون تومان جایزه در نظر میگیرد

امام هادی (ع) در کلام رهبرمعظم انقلاب


شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسكرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پيدا كرد؛ قوى‌تر شد.
حضرت هادى عليه‌السّلام چهل‌ودو سال عمر كردند كه بيست سالش را در سامرا بودند؛ آن‌جا مزرعه داشتند و در آن شهر كار و زندگى مى‌كردند. سامرا در واقع مثل يك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان كه از.. سمرقند و از همين منطقه‌ى مغولستان و آسياى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. اين عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‌شناختند و از اسلام سر در نمى‌آوردند. به همين دليل، مزاحم مردم مى‌شدند و با عرب‌ها - مردم بغداد - اختلاف پيدا كردند.

در همين شهر سامرا عده‌ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‌ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام - با نامه‌نگارى و... - برساند. اين شبكه‌هاى شيعه در قم، خراسان، رى، مدينه، يمن و در مناطق دوردست و در همه‌ى اقطار دنيا را همين عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادى را كه مؤمن به اين مكتب هستند، زيادتر كنند.

امام هادى همه‌ى اين كارها را در زير برق شمشير تيز و خون‌ريز همان شش خليفه و على‌رغم آنها انجام داده است. حديث معروفى درباره‌ى وفات حضرت هادى عليه‌السّلام هست كه از عبارت آن معلوم مى‌شود كه عده‌ى قابل توجهى از شيعيان در سامرا جمع شده بودند؛ به‌گونه‌يى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‌شناخت؛ چون اگر مى‌شناخت، همه‌ى‌شان را تارومار مى‌كرد؛ اما اين عده چون شبكه‌ى قوى‌يى به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‌توانست به آنها دسترسى پيدا كند.

۳۰/۰۵/۱۳۸۳

در زمان امام هادی شیعه قدرت گرفت

شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسكرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پيدا كرد؛ قوى‌تر شد.
۳۰/۰۵/۱۳۸۳

معلمی كه شاگرد شد

حديثى درباره‌ى كودكى حضرت هادى است، كه نمى‌دانم شنيده‌ايد يا نه؛ وقتى معتصم در سال ۲۱۸ هجرى، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ايشان از مدينه به بغداد آورد، حضرت هادى كه در آن‌وقت شش ساله بود، به همراه خانواده‌اش در مدينه ماند. پس از آن‌كه حضرت جواد به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس‌وجو كرد و وقتى شنيد پسر بزرگ حضرت جواد، على‌بن‌محمد، شش سال دارد، گفت اين خطرناك است؛ ما بايد به فكرش باشيم. معتصم شخصى را كه از نزديكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدينه برود و در آن‌جا كسى را كه دشمن اهل‌بيت است پيدا كند و اين بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، اين بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بياورد.

اين شخص از بغداد به مدينه آمد و يكى از علماى مدينه را به نام «الجنيدى»، كه جزو مخالف‌ترين و دشمن‌ترينِ مردم با اهل‌بيت عليهم‌السّلام بود - در مدينه از اين قبيل علما آن‌وقت بودند - براى اين كار پيدا كرد و به او گفت من مأموريت دارم كه تو را مربى و مؤدبِ اين بچه كنم، تا نگذارى هيچ‌كس با او رفت و آمد كند و او را آن‌طور كه ما مى‌خواهيم، تربيت كن. اسم اين شخص - الجنيدى - در تاريخ ثبت است. حضرت هادى هم - همان‌طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسى مى‌توانست در مقابل آن مقاومت كند.

بعد از چند وقت يكى از وابستگان دستگاه خلافت، الجنيدى را ديد و از بچه‌يى كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنيدى گفت: بچه؟! اين بچه است؟! من يك مسأله از ادب براى او بيان مى‌كنم، او باب‌هايى از ادب را براى من بيان مى‌كند كه من استفاده مى‌كنم! اين‌ها كجا درس خوانده‌اند؟! گاهى به او، وقتى مى‌خواهد وارد حجره شود، مى‌گويم يك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مى‌خواسته اذيت كند - مى‌پرسد چه سوره‌يى بخوانم. من به او گفتم سوره‌ى بزرگى؛ مثلاً سوره‌ى آل‌عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاى مشكلش را هم براى من معنا كرده است! اين‌ها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأويل و تفسير قرآنند؛ بچه؟!

ارتباط اين كودك - كه على‌الظاهر كودك است، اما ولى‌اللَّه است؛ «وآتيناه الحكم صبيّا» با اين استاد مدتى ادامه پيدا كرد و استاد شد يكى از شيعيان مخلص اهل‌بيت!

اکبر شهبازی دانشجوی رشته مردم شناسی دانشگاه تهران در پی اهانت شاهین نجفی مرتد به ساحت مقدس امام هادی

مانسل اشداء علی الکفاریم
ماسوخته میخ ودر ودیواریم
ماشیعه اثنی عشری ،مکتب حیدر داریم
دشمن غرب ویهودو شبِ استکباریم

******
عوعونکن به محضر پاک امام ما
گندیده کرده ای جریان مشام ما
باهر فراز جامعه اش بیمه کرده است
"ثبت است بر جریده عالم دوام ما

*****
تو هار شدی-کافر حربی شده ای
شاهین که نه ،تولاشخور سفره غربی شده ای
ارمنی برکرم آل عبا می نازد
تو مرتدِ عوعوکنِ رپّی شده ای

****
بامن بخوان فرازی از آیات سیره را
آیاتی از زیارت جامعهَ الکبیره را
یا موضع الرساله ویا قاده الامم
سوی خدا شود هرآنکه شود برتو معتصم

تقدیم به خاک پای امام مظلوم/امام علی النقی علیه السلام

14نکته درباره زیارت جامعه کبیره میراث ماندگار امام علی النقی(ع)

از آنجاکه این زیارت ، بر نقل نصوص مختلف ، معتبرترین زیارات بوده و توصیه به خواندن آن در مشاهد مشرفه ، اکیدا به چشم می خورد ؛ توجه به مضامین مهم آن نیز باید مورد توجه قرار بگیرد .
1 – السلام علیکم یا اهل بیت النبوه :
خاندان پیامبری :
دقت فرمایید . می گوید خاندان پیامبری و نمی گوید خاندان پیامبر
2 – ساسة العباد :
دین از سیاست جدا نیست:
ائمه ی شیعه ، تنها رهبران دینی مردم نبوده و سیاستمدار ترین افراد روزگار خود نیز بوده و شعار جدایی دین از سیاست توطئه ای پرورش یافته توسط دشمنان دین است .

3 – وَحُجَجِ اللَّهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَالاْولى
سه برهه ی زمانی بسیار مهم و اهل بیت :
امامان شیعه در سه برهه ی زمانی بسیار مهم ، حجت های بر مردم بوده اند :
الف : دنیا
ب : آخرت
ج : اولی ( آیا تا به حال به این برهه زمانی فکر کرده اید که اولی کجا بوده است ؟!)
4 - اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ
امن ترین راه رسیدن به خدا :
آنچه که مسلم است و در لسلن روایات به آن اشاره شده است اینست که راه های رسیدن به خداوند ،بسیار زیاد است اما آنچه باید بر اساس نص جامعه ی کبیره مورد توجه قرار بگیرد اینست که :
امن ترین راه ، طریق اهل بیت است.

5 - اَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ
تاییدات با روح :

بزرگترین فرشته ی الهی به نام روح ( که برخی از مفسرین ، ذیل آیات سوره ی قدر و آیه تنزل الملائکه و الروح فیها ، اشاره به این مطلب داشته اند )که اعظم ملائکه ی الهی می باشد؛ همواره همراه اهل بیت عصمت و طهارت بوده است و ایضا می باشد !

6 - وَالْبابُ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک
اهل بیت محک ایمان:
آنچه بر اساس روایت مختلف بدان اشاره شده است، خاندان عصمت و طهارت،محک ایمان برای انسان ها هستند . هرکس ایشان را به عنوان نمایندگان الهی پذیرفت ، نجات یافته و هرکس رو گردان شود ، هلاک می گردد .

7 – وَجَعَلَ صَلَواتَنا عَلَیْکُمْ وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طیباً لِخَلْقِنا وَطَهارَةً لاِنْفُسِنا وَتَزْکِیَةً لَنا وَکَفّارَةً لِذُنُوبِنا
اهل بیت جلوه ای از رحمة للعالمینی پیامبر اسلام :
اگر خداوند ، گناهان خلائق بپوشاند و لباس رحمت بر آنان ، بواسطه ی اهل بیت است . که در برخی روایات داریم در روز قیامت،خیل کثیری از بندگان الهی را دستگیری می نمایند و ایضا در این دنیا به برکت حضور نورانیت ایشان ، گناهان بخشیده می شود همانطور که در زیارت نامه ی آنها نیز اشاره شده است که زائر ایشان در حال معرفت ، تمامی گناهانش بخشیده شده و مإوایش بهشت خواهد بود.

8 – وَبَرِئْتُ اِلَى اللَّه عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالشَّیاطینِ وَحِزْبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُمْ وَالْجاحِدین لِحَقِّکُمْ وَالْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ وَالْغاصِبینَ لاِرْثِکُمْ وَالشّاَّکّینَ فیکُمْ وَالْمُنْحَرِفینَ عَنْکُمْ وَمِنْ کُلِّ وَلیجَةٍ دُونَکُمْ
دشمن شناسی و کشف کُـدهای کلامی اهل بیت :
مقوله ی بسیار مهم دشمن شناسی در مکتب اهل بیت در هر زمان مورد توجه ایشان بوده و به مناسبت های مختلف ، کدهایی از جانب این انوار مقدسه صادر می شده تا دشمنان را به مردم ، معرفی نمایند از جمله کدهایی همانند جبت و طاغوت که باید مورد توجه قرار گرفته شود .

9 – مَنْ اَرادَ اللَّهَ بَدَءَ بِکُمْ
تاکید موکد و مجدد به خداشناسی از درگاه اهل بیت :
هرکس خدا را بخواهد باید با اهل بیت شروع کند چرا که محل امن شناخت الهی ، از درگاه خزائن علم خواهد بود .

10 - بکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَبِکُمْ یَخْتِمُ وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَبِکُمْ یُمْسِکُ السَّماَّءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ وَبِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَیَکْشِفُ الضُّرَّ وَعِنْدَکُمْ ما نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَهَبَطَتْ بِهِ مَلاَّئِکَتُهُ

اهل بیت دلیل رحمت واسعه ی الهی ، بر خلائق :
به عبارت دیگر همانطور که در حدیث معراج از زبان پیامبر اسلام نیز بدان اشاره شده است و نیز در احادیث قدسی متعدد هم مذکور است ؛ اهل بیت دلیل خلقت و واسطه ی رحمت الهی بر بندگان هستند .

11 _ وَبِکُمْ اَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَفَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الْکُرُوبِ وَاَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَکاتِ
تمسک به اهل بیت باعث نجات از گمراهی ها :
خواستنی ها ، فقط و فقط از این خاندان جائز است و چراغ هدایت در ظلمات گمراهی ها ، خود خودشان هستند .به عبارت دیگر اشاره به احادیث متعدد در این زمینه دارد و ایضا زیارت خاص امیر المومنین علی علیه السلام که در هلکات و پرتگاه های بسیار خطرناک ، از دوستداران ، دستگیری کرده و سنگینی های ایشان را به دوش می کشند .( به زیارت مخصوصه ی امیر المومنین علی علیه افضل صلوة المصلین در 27 رجب دقت فرمایید و ایضا در آن تامل )

12 – بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِینِنا وَاَصْلَحَ ماکانَ فَسَدَ مِنْ دنیانا
اهل بیت باعث رشد فکری و جبران خسارات دنیایی :
آشنایی با آل بیت پیامبری ، آشنایی با معارف دینی و الهی است و در نتیجه جبران کننده خسارات دنیایی و آخروی .

13 -اِنَّ بَیْنى وَبیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا یَاْتى عَلَیْها الا رضاکم :

بخشش فقط با نظرخاص اهل بیت :
خداوند گذشت از بندگان و بخشوده شدن آنان را در گرو رضایت اهل بیت پیامبر خویش قرار داده است بدین معنا که اگر این خاندان از کسی رضایت داشته باشند خداوند هم از او راضی خواهد بود .

14- اَللّهُمَّ اِنّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاَّءَ اَقْرَبَ اِلَیْکَ مِنْ مُحَمِّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ الاْخْیارِ الاْئِمَّةِ الاْبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعاَّئى

برترین خلائق :
در هستی و خلقت کسانی جز آل بیت پیامبری ، برترین خلائق نزد خداوند نیستند . حتی انبیاء و اولیاء .(اشاره به حدیث معراج فرمایش پیامبر اسلام )

هفت گفتار از امام هادی علیه السلام


حضرت امام علی النقی علیه‌السلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال ۲۱۲ ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامی‌اش حضرت جواد علیه‌السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ می‌باشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفته‌اند.

آن بزرگوار در سال ۲۲۰ و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت ۳۳ سال رهبری اهل ایمان را عهده‌دار بود. امام هادی علیه‌السلام دوران امامت خویش را با خلفاء ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز سپری کرد.

عظمت باری تعالی

شناخت وجود خداوند و اوصاف جلال و جمال باری تعالی در حد شایستگی هر انسانی، به غیر از طریق اهل بیت: امری ناممکن است؛ گرچه هر کسی نسبت به فراخور استعدادش خداوند را می‌شناسد و به او ایمان می‌آورد؛ اما بیان عظمت حق از زبان اهل بیت: جلوه‌ای دیگر دارد و آنان کامل‌ترین و مطمئن‌ترین منبع وحی و سرچشمه توحیدند.

امام هادی علیه‌السلام در تبیین صفات خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُوصَفُ إِلَّا به ما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّی یُوصَفُ الَّذِی تَعْجِزُ الْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاْءَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ الْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاْءَبْصَارُ عَنِ الاْءِحَاطَةِ بِهِ نَأَی فِی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَأْیِهِ کَیَّفَ الْکَیْفَ به غیرِ أَنْ یُقَالَ کَیْفَ وَ أَیَّنَ الاْءَیْنَ بِلَا أَنْ یُقَالَ أَیْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّةِ وَ الاْءَیْنِیَّةِ الْوَاحِدُ الاْءَحَدُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ؛(۱) خداوند متعال توصیف نشود، جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصیف می‌شود آن وجودی که حواس مخلوقات از درکش ناتوان است و اوهام و خیالات به آن نمی‌رسند و تصور و اندیشه‌ها به حقیقتش آگاه نمی‌گردند و در افق نگاه چشم‌ها نگنجد! او با همه نزدیکی دور است و با همه دوری‌اش نزدیک. چگونگی را پدید آورد و خودش چگونه نیست. مکان را آفرید، ولی خود مکانی ندارد و از چگونگی و مکان داشتن جداست. یگانه است و بی‌همتا. با شکوه است و نام‌ها و اسمائش همه مقدس‌اند و پاک.»

سعدی در بوستان در توضیح این معنا سروده است:

جهان متفق بر الهیتش فرو مانده از کنه ماهیتش

نه ادراک بر کنه ذاتش رسد نه فکرت به غور صفاتش رسد

بشر ماورای جلالش نیافت بصر منتهای جمالش نیافت

نه هر جای مرکب توان تاختن که جاها سپر باید انداختن

نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم نه در ذیل وصفش رسد دست فهم

در این بحر جز مرد داعی نرفت گمان شد که دنبال راعی نرفت

چه شب‌ها نشستم در این سیر گم که دهشت گرفت آستینم که قُم

شکوه بندگی

از منظر فرهنگ متعالی توحید، عبودیت و بندگی حضرت حق تعالی است که بالاتر از آن مقامی برای مخلوق متصور نیست:

بلندی بایدت افکندگی کن خدا را باش و کار بندگی کن

امام دهم علیه‌السلام در تبیین مقام بندگی می‌فرماید:

«مَنِ اتَّقَی اللَّهَ یُتَّقَی وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ یُطَاعُ وَ مَنْ أَطَاعَ الْخَالِقَ لَمْ یُبَالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقِینَ وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخَالِقَ فَلْیَیْقِنْ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقِین؛(۲) هر که از نافرمانی خدا بپرهیزد، [مردم] از نافرمانی او پرهیز کنند و هر کس خدا را اطاعت کند، [دیگران] از او اطاعت می‌کنند و کسی که از دستورات خالق فرمان برد، هیچ باکی از خشم مخلوقین نخواهد داشت و هر کس خالق را به خشم آورد، او باید بداند که از خشم مردم در امان نخواهد بود.»

گرت این بندگی تمام شود چرخ و انجم ترا غلام شود

مقام عبودیت و بندگی آن چنان اهمیت دارد که امیر مؤمنان علی علیه‌السلام در این زمینه به بندگی خود در برابر خداوند متعال افتخار می‌کرد و می‌فرمود: «إِلَهِی کَفَی بِی عِزّا أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْدا وَ کَفَی بِی فَخْرا أَنْ تَکُونَ لِی رَبّا أَنْتَ کَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِی کَمَا تُحِبُّ؛(۳) پروردگارا! این عزت برای من بس است که بنده تو باشم و بالاترین افتخار برای من آن است که تو پروردگار من باشی. تو همان گونه‌ای که دوست دارم. پس مرا آن طوری که دوست داری، قرار ده!»

ریشه‌ها و نتایج تکبر

در سیره تربیتی امام هادی علیه‌السلام برای تربیت نفوس و زدودن صفات ناپسند از وجود آدمی به زمینه‌ها و ریشه‌های خودپسندی اشاره شده است. آن حضرت می‌فرماید: «مَنْ اَمِنَ مَکْرَ اللَّهِ وَ أَلِیمَ أَخْذِهِ تَکَبَّرَ حَتَّی یَحِلَّ بِهِ قَضَاوُهُ وَ نَافِذُ أَمْرِهِ وَ مَنْ کَانَ عَلَی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ هَانَتْ عَلَیْهِ مَصَائِبُ الدُّنْیَا وَلَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ؛(۴) هر کس از مکر و مؤاخذه دردناک خداوند، خود را در امان احساس کند، تکبر می‌ورزد تا اینکه با قضا و تقدیر خداوند مواجه گردد؛ اما انسانی که بر دلیل روشنی از پروردگارش دست یافته است، مصیبتهای دنیا بر او سخت نخواهد بود؛ گرچه قطعه قطعه شده و جاجزاء بدنشج پراکنده شود.»

طبق این رهنمودِ ارزشمند، هر شخصی در راه رسیدن به تکامل و مقام والای انسانیت لازم است که هرگز از وجود خداوند متعال و محاسبه و مؤاخذه‌اش غفلت نکند. غفلت از خداوند و روز معاد، انسان را به انواع مفاسد دچار می‌کند و در حقیقت از خدا فراموشی به خود فراموشی تنزل یافته، هدف خود را در زندگی گم می‌کند.چنین فرد غافلی از خود هرگز نمی‌پرسد که:

از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم

اما اگر انسان خود را در پرتو نور الهی قرار دهد و از نسیم رحمت حق بهره‌ور گردد، هرگز در مقابل حوادث و مصائب دنیوی مغلوب نمی‌گردد؛ چرا که به پشتوانه‌ای قوی همچون نیروی حق تکیه زده و در حصاری محکم پناه گرفته است. بنابراین، ریشه مهم لغزش‌ها، خطاها و آلوده شدن به صفات ناپسند، همان غفلت از خداوند و خود فراموشی است که اشخاص را از رسیدن به اهداف والای انسانی باز می‌دارد.

امام دهم علیه‌السلام در روایتی دیگر به عواقب زیانبار صفت ناپسند تکبر اشاره کرده و در این مورد هشدار داده و فرموده است: «مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَیْهِ؛(۵) هر کس از خود راضی باشد، غضب کنندگان بر او بسیار خواهند شد.»

صفت تکبر انسان را نه تنها در معرض خشم مردم، بلکه مورد غضب خداوند نیز قرار می‌دهد که در قرآن فرمود: «إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ»؛(۶) «خداوند گردنکشان [و متکبران] را دوست ندارد.»عذاب جهنم و محرومیت از الطاف الهی از دیگر رهاوردهای تکبر است.خویشتن را بزرگ می‌بینی؟ راست گفتند یک دو بیند لوچ.

در روایت آمده است که روزی حضرت سلیمان بن داود۸ امر کرد که تمام پرندگان و انس و جن به همراه او بیرون آمده، در بساط شگفت انگیز سلیمان علیه‌السلام جای گیرند. دویست هزار نفر از بنی آدم و دویست هزار نفر از جنیان با او بودند. بساط او به قدری بلند شد که صدای تسبیح ملائکه را در آسمان‌ها شنید. سپس بساط او آن قدر پایین آمد که کف پایش به دریا رسید. در آن حال، ندایی آسمانی به اصحاب سلیمان علیه‌السلام گفت: اگر در دل فرمانروای شما (سلیمان علیه‌السلام) ذره‌ای تکبر بود، بیشتر از آنچه بلند کرده‌اند، او را به زمین فرو می‌بردند.(۷)

ز خاک آفریدت خداوند پاک پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

تواضع سر رفعت افرازدت تکبر به خاک اندر اندازدت

ارزش علم و دانش

کسب علم و دانش از مهم‌ترین شیوه‌های رسیدن به قله کمال است و انسان بدون علم ره به جایی نمی‌برد. امام دهم علیه‌السلام بر این باور بود که برای نیل به مقاصد عالی انسانی لازم است که افراد به دنبال دانش و معرفت باشند؛ چرا که بدون آگاهی هیچ رهروی به مقصد نرسد.

آن رهبر فرزانه در گفتاری ارزشمند می‌فرماید: «إِنَّ الْعَالِمَ وَ الْمُتَعَلِّمَ شَرِیکَانِ فِی الرُّشْدِ؛(۸) دانشمند و دانشجو هر دو در رشد و هدایت شریک‌اند.» اگر علماء و متفکران جامعه تلاش نکنند و عموم مردم نیز به دنبال آموزش نباشند، سطح افکار مردم رشد نمی‌یابد و پیشرفت صورت نمی‌گیرد.

شرف و قیمت و قدر تو به فضل هنر و است نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان

اساسا برای تهذیب نفس و پیمودن راه کمال، علماء اخلاق، معرفت و کسب آگاهی را از عوامل مؤثر در روح و روان آدمی می‌دانند. آری، دانش انسان را به خطرات راه آگاه می‌کند و عظمت و عزت خداوندی را به یاد می‌آورد و انسان شایسته هر قدر علم و دانشش بالاتر باشد، تواضع و صفات حمیده در وجودش بیشتر شکوفا می‌گردد. انسان کمال خواه با معرفت به ناتوانی و مقام پایین خود و اطلاع از عظمت حق و شکوه و جلال کبریایی‌اش در راه رشد و تهذیب گام برمی‌دارد.

امام هادی علیه‌السلام ارزش دانشمندان را بالاتر از خود علم و دانش می‌دانست و می‌فرمود: «أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حَامِلُهُ؛(۹) دانشمند از دانش برتر است.» البته علم و دانش بعد از غلبه صفات زشت و فساد افراد تأثیرگذاری اندکی دارد؛ چنان که حضرت علی النقی علیه‌السلام فرمود: «اَلْحِکْمَةُ لَا تَنْجَعُ فِی الطِّبَاعِ الْفَاسِدَةِ؛(۱۰) حکمت در طبیعتهای فاسد سودی نمی‌بخشد.»

موقعیت ممتاز مکانهای مقدس

در بینش توحیدی اسلام، انسان هر لحظه و در هر زمان و مکان در محضر خداست؛ اما خداوند متعال برای تقرب بیشتر بندگانش و برای آسایش و آرامش آنان، زمان‌ها و مکانهایی را معین کرده است که ویژگی خاصی دارند. امام علی النقی علیه‌السلام با اشاره به موقعیت ممتاز اماکن مقدس فرمود:

«اِنَّ لِلَّهِ بُقَاعا یُحِبُّ اَنْ یُدْعَی فِیهَا فَیَسْتَجِیبُ لِمَنْ دَعَاهُ وَ الْحَیْرُ مِنْهَا؛(۱۱) خداوند مکانهای مقدسی دارد که دعا در آن جاها را دوست می‌دارد. پس هر کس در آن مکان‌ها او را بخواند، اجابتش می‌کند و حائر حسینی علیه‌السلام یکی از آن‌هاست.»

پیشوای دهم در این سخن، نکات مهمی را مورد توجه قرار داده و به مشتاقان فرهنگ اهل بیت علیهم‌السلام گوشزد کرده است: نخست به ارزش این مکانهای شریف پرداخته و آن‌ها را بقعه‌های خدایی نامیده، سپس اهمیت دعا و استجابت آن را در این مکان‌ها مورد تأکید قرار داده و در آخر، مزار دلربای حضرت سید الشهداء علیه‌السلام ، را از مصادیق بارز بقاع الهی و محل استجابت دعای بندگان شمرده است.

امام هادی علیه‌السلام در کلام دیگری عظمت بارگاه امام حسین علیه‌السلام را این گونه بیان می‌کند: «هر کس از منزل خود به قصد زیارت بارگاه حضرت حسین علیه‌السلام حرکت کند و به نزد فرات برسد و در آنجا غسل کند، از رستگاران نوشته می‌شود و هر گاه به امام حسین علیه‌السلام سلام کند، از سعادتمندان محسوب می‌گردد و اگر از نماز زیارت فارغ شد، فرشته‌ای از سوی خداوند متعال به او می‌گوید: رسول خدا۹ به تو سلام می‌رساند و می‌گوید: تمام گناهانت بخشوده شد، اعمال را از نو شروع کن!»(۱۲)

روزگار ناسازگار

گاهی این نکته به ذهن می‌آید که آیا واقعا برخی زمان‌ها، مکان‌ها و یا عوامل و حوادث طبیعی در زندگی انسان دخالت دارند؟ آیا بدی و خوبی و شوم بودن را می‌توان به روزها و روزگاران نسبت داد؟ امام هادی علیه‌السلام پاسخ این پرسش را به یکی از یارانش توضیح داد.

حسن به مسعود می‌گوید: به محضر مولایم حضرت ابوالحسن الهادی علیه‌السلام رسیدم. در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برایم رخ داده بود؛ انگشتم زخمی شده و شانه‌ام در اثر تصادف با اسب سواری صدمه دیده و در یک نزاع غیر مترقبه لباسهایم پاره شده بود. به این خاطر، با ناراحتی تمام در حضور آن گرامی گفتم: عجب روز شومی برایم بود! خدا شرّ این روز را از من باز دارد! امام هادی علیه‌السلام فرمود: «یَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِی بِذَنْبِکَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ ای حسن! این [چه سخنی است که می‌گویی] با اینکه تو با ما هستی، گناهت را به گردن بی‌گناهی می‌اندازی! [روزگار چه گناهی دارد!]»

حسن بن مسعود می‌گوید: با شنیدن سخن امام علیه‌السلام به خود آمدم و به اشتباهم پی بردم. گفتم: آقای من! اشتباه کردم و از خداوند طلب بخشش دارم. امام فرمود: ای حسن! روزها چه گناهی دارند که شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال نادرست خود مجازات می‌شوید، به ایام بدبین می‌شوید و به روز بد و بیراه می‌گویید! حسن گفت: ای پسر رسول خدا!، برای همیشه توبه می‌کنم و دیگر عکس العمل رفتارهایم را به روزگار نسبت نمی‌دهم. امام در ادامه فرمود: «یَا حَسَنُ اِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِیبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمُجَازِی بِالاْءَعْمَالِ عَاجِلاً وَ آجِلاً؛ای حسن! به طور یقین خداوند متعال پاداش می‌دهد و عقاب می‌کند و در مقابل رفتارها در دنیا و آخرت مجازات می‌کند.»(۱۳)

شیوه حفظ دوستان

از منظر امام دهم علیه‌السلام یکی از ویژگیهای اولیاء خدا و انسانهای صالح عفو و گذشت و پذیرش عذر دیگران است. ایوب بن نوح می‌گوید: آن حضرت طی نامه‌ای به یکی از یاران ما که موجب ناراحتی شخصی شده بود، توصیه کرد که برو از فلانی عذر خواهی کن و بگو: «إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ به عبدٍ خَیْرا إِذَا عُوتِبَ قَبِلَ؛(۱۴) اگر خداوند خیر بنده‌ای را بخواهد، [او را حالتی عطا می‌کند که[ هرگاه از او عذر خواسته شد، می‌پذیرد.» تو نیز عذر ما را بپذیر!

برای پاسداری از حریم دوستان نیک نباید در باره آنان سخت‌گیری کرد، بلکه باید در موارد لغزش و خطایشان عفو و گذشت پیشه کرد و عذرشان را پذیرفت؛ زیرا اگر به بهانه‌های ساده، انسان دوستان خود را طرد کند و از خود دور سازد، به مرور زمان غریب و تنها خواهد ماند و مخالفانش افزایش می‌یابند؛ در حالی که دوستان خوب بازوی نیرومندی در زندگی افراد به شمار می‌آیند. لقمان حکیم به فرزندش سفارش می‌کرد که: «یَا بُنَیَّ اتَّخِذْ أَلْفَ صَدِیقٍ وَ أَلْفٌ قَلِیلٌ وَ لَا تَتَّخِذْ عَدُوّا وَاحِدا وَ الْوَاحِدُ کَثِیرٌ؛(۱۵) فرزندم هزار دوست بگیر و البته هزار کم است و یک دشمن برای خودت درست نکن که یکی هم زیاد است.»

بنابراین، برای رسیدن به سعادت و توفیق در زندگی، انسان باید از دوستان خوب محافظت کند و با اختلاف کوچک و جزئی و لغزشهای ساده نباید آنان را از دست بدهد، بلکه شیوه اهل بیت علیهم‌السلام را در نظر بگیرد و از گناهانشان بگذرد. اگر عذر خواهی کردند، بپذیرد و عفو و گذشت پیشه کند. سعدی گفته:

با مردم سهل‌گوی دشوار مگوی با آن که درِ صلح زند جنگ مجوی

پی نوشت ها :

۱. تحف العقول، ص ۴۸۲؛ الکافی، ج ۱، ص ۱۳۸.

۲. تحف العقول، ص ۴۸۲.

۳. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۴۰۲.

۴. تحف العقول، ص ۴۸۳.

۵. بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۱۶.

۶. نحل / ۲۳.

۷. معراج السعاده، ص ۲۷۰؛ محجة البیضاء، ج ۶، ص ۲۱۳.

۸. کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۸۶.

۹. اعلام الدین، ص ۳۱۱.

۱۰. همان.

۱۱. تحف العقول، ص ۴۸۲.

۱۲. کامل الزیارات، ص۳۴۴.

۱۳. بحارالانوار، ج ۵۶، ص ۲.

۱۴. مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۳۲۹.

۱۵. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص ۱۶.

عبدالکریم تبریزی

منبع:دوماهنامه مبلغان، شماره

حسین شریعتمداری از پشت صحنه سفر آمانو به تهران گفت








اين احتمال وجود دارد كه آقاي آمانو با ناتمام و بي نتيجه گذاشتن نشست وين، قصد دارد سند پوچ و بي اساس ياد شده درباره پارچين را دست نخورده و افشا نشده نگاه دارد تا دست گروه 1+5 در اجلاس بغداد خالي نباشد! و مثلاً در مذاكرات بغداد توپ را به زمين ايران بيندازند.
به گزارش جهان، حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
سفر غيرمنتظره يوكيا آمانو، مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي به ايران كه براي اولين بار صورت مي پذيرد، اگرچه از سوي سخنگوي آژانس با هدف «افزايش ضريب تفاهم» توصيف شده است ولي براساس برخي از اخبار و گزارش هاي موثق، اين سفر، پشت صحنه اي دارد كه پرداختن به آن مخصوصا در آستانه اجلاس بغداد- 3 خرداد/ 23 مي- ضروري به نظر مي رسد و مي تواند به اين ترديد دوسويه، پاسخي يك سويه بدهد كه آقاي آمانو با سفر غيرمنتظره خود به تهران- آنگونه كه سخنگوي آژانس ادعا مي كند- در پي «افزايش ضريب تفاهمات» است يا دامن زدن به «توهمات» را دنبال مي كند؟! پاسخ اين پرسش را از چند زاويه پي مي گيريم؛

1- روزهاي دوشنبه و سه شنبه هفته گذشته 25 و 26 ارديبهشت/14 و 15 مي- نمايندگاني از كشورمان به رياست علي اصغر سلطانيه با نمايندگاني از آژانس به سرپرستي هرمن ناكارتس و رافائل گروسي طي نشستي در وين درباره فعاليت هسته اي ايران اسلامي به مذاكره نشستند. در اين نشست، نمايندگان آژانس به روال 9 سال گذشته برخي از پرسش هاي غيرفني و غيرحقوقي و بارها مطرح شده- و پاسخ داده شده- درباره احتمال رويكرد نظامي فعاليت هسته اي كشورمان را پيش كشيدند كه اجازه بازرسي از مراكز نظامي جمهوري اسلامي ايران- مخصوصا پارچين- و شناسايي و دسترسي به دانشمندان و دست اندركاران امور هسته اي كشورمان از جمله آنها بود. نمايندگان كشورمان با استناد به مفاد NPT و پادمان مربوطه كه ملاك دسترسي ها و بازرسي هاي آژانس است از آنان اسنادي را مطالبه مي كنند كه آژانس را نسبت به احتمال فعاليت غيرصلح آميز هسته اي در مراكز مورد اشاره دچار ترديد كرده است و توضيح مي دهند بعد از دريافت اين اسناد چنانچه در آن نشانه هايي يافتند كه ترديد آژانس را توجيه مي كند اجازه دسترسي و بازرسي از مراكز موردنظر آژانس را صادر خواهند كرد. چرا كه مراكز نظامي هر كشور در فهرست «اسرار» و داشته هاي غيرقابل افشاي آن كشور جاي دارد و آژانس چنانكه تاكنون به نمونه هايي فراوان از آن اشاره كرده ايم نه فقط در حفظ اسرار نظامي به دست آمده از بازرسي مراكز نظامي كشورمان حساسيتي به خرج نداده، بلكه برخلاف نص صريح اساسنامه آژانس و پادمان مربوطه، به انتشار گسترده آن نيز دست زده است كه اعتراف اشپيگل به جاسوسي هاينونن- معاون البرادعي- براي سيا فقط يك نمونه از آنهاست.

2- در نشست دو روزه وين، طرفين ادامه مذاكرات را به نشست روز دوشنبه هفته بعد - اول خردادماه/21 مي- موكول مي كنند و توافق مي شود كه در اين نشست، آژانس اسناد ادعايي درباره احتمال فعاليت هسته اي غيرصلح آميز - تسليحاتي- در مراكز نظامي مورد ادعا را به تيم هسته اي جمهوري اسلامي ايران ارائه بدهد و در نشست بعدي كه پس از اجلاس بغداد برگزار خواهد شد، نتيجه بررسي اسناد از سوي ايران را دريافت كند و سپس متناسب با نتيجه بررسي ها، درباره اجازه دسترسي و بازرسي از مراكز نظامي موردنظر آژانس مذاكره شود. نمايندگان آژانس در اقدامي غيرحقوقي و مغاير با اساسنامه آژانس اعلام مي كنند كه «همه اسناد را تحويل نمي دهيم و تنها، برخي از آنها را تحويل مي دهيم و برخي ديگر را فقط نشان مي دهيم بي آن كه اجازه نسخه برداري داشته باشيد! و برخي از اسناد را نيز، نه تحويل مي دهيم و نه نشان مي دهيم!! گفتني است نمايندگان ايران مطالب هوشمندانه و مستند ديگري را نيز مطرح كرده و روي آن اصرار ورزيده بودند كه بيرون از موضوع اين نوشته است.

نشست دو روزه وين با قول و قرار مورد اشاره پايان يافت و ادامه مذاكرات به نشست روز دوشنبه اول خرداد در وين موكول شد ولي در حالي كه تيم كشورمان مطابق توافق قبلي براي شركت در مذاكرات وين آماده مي شد، آقاي يوكيا آمانو، نشست ياد شده را به طور يكجانبه لغو كرده و اعلام داشت كه روز دوشنبه يعني دقيقا همان روزي كه براي دومين نشست وين تعيين شده بود عازم ايران است! چرا نشست وين لغو شد و چرا آمانو بار سفر به تهران بسته است؟!

سخنگوي آژانس بين المللي انرژي اتمي اگرچه هدف از سفر غيرمنتظره آمانو به ايران را افزايش ضريب تفاهمات و توافقات دانسته است ولي شواهدي كه به آن اشاره خواهد شد نشان مي دهد، لغو نشست وين و سفر مديركل آژانس به تهران، با هدف «توهم آفريني» درباره فعاليت هسته اي كشورمان و بهانه سازي براي دست هاي خالي از سند و بهانه 1+5 در اجلاس بغداد، صورت گرفته است. بخوانيد؛

3- كشورهاي گروه 1+5 و نهاد بين المللي تحت مديريت آمريكا، يعني آژانس، هيچ سند قابل قبول و درخور ارائه اي كه از فعاليت هسته اي غيرصلح آميز در مراكز نظامي ايران حكايت كند در دست ندارند. بنابراين اگر نشست وين مطابق قرار قبلي برگزار مي شد گروه 1+5 مجبور بود با «دست هاي خالي از بهانه» در اجلاس بغداد شركت كند. لغو نشست وين براي پيشگيري از باز شدن مچ آژانس و دود شدن و به هوا رفتن اسناد ادعايي درباره انحراف فعاليت هسته اي ايران در مراكز نظامي خود، از جمله پارچين بوده است. اما، گردانندگان و مديران اصلي آژانس- بخوانيد آمريكا و متحدانش- با توجه به وظيفه بررسي و راستي نمايي اسناد كه برعهده آژانس است، نمي توانستند در مذاكرات بغداد روي اين اسناد به عنوان «برگ برنده»! تكيه كنند و از سوي ديگر براي پر كردن دست هاي خالي خود به سوژه و بهانه اي نياز داشتند كه قابل طرح باشد. لغو نشست وين به تنهايي ظرفيت توليد اين بهانه را نداشت، چرا كه مذاكره اي ناتمام بود. سفر غيرمنتظره آقاي يوكيا آمانو مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي در اين راستا و براي توليد بهانه مورد نياز 1+5 قابل ارزيابي است.

4- علاوه بر اسنادي كه با عنوان «مطالعات ادعايي ALLEGED STUDIES» از آن ياد مي شود و آمريكايي ها مدعي هستند در سال 2003 از يك لپ تاپ سرقت شده به دست آورده اند- پيش از اين بي اعتباري اين به اصطلاح اسناد را نشان داده ايم- اين روزها آمريكا و آژانس ادعا مي كنند اسناد و شواهدي در دست دارند كه از فعاليت هسته اي غيرصلح آميز ايران در مركز نظامي پارچين حكايت مي كند و مصرانه خواستار اجازه دسترسي و بازرسي از اين مركز نظامي هستند و در مقابل جمهوري اسلامي با استناد به مفاد NPT و پادمان هاي مربوطه اصرار دارد اسناد مورد ادعا را براي ارزيابي و ارائه پاسخ در اختيار داشته باشد و چنانچه پاسخ مستدل و مستند و قابل قبولي براي اثبات بي اساس بودن اين ادعا ارائه نكرد، تحت شرايطي اجازه دسترسي و بازرسي را صادر كند. اما، آژانس برخلاف قوانين فني و حقوقي الزام آور، از ارائه اسناد- يا سند- مورد ادعا خودداري مي ورزد و تنها بر اجازه دسترسي و بازرسي تأكيد دارد بي آن كه الزامات حقوقي و فني ناشي از آن را بپذيرد!

5- تيم هسته اي ايران با نگاهي هوشمندانه و قانونمند چند پرسش حقوقي را پيش روي آژانس نهاده و خواستار پاسخ شده است.

اول: اگر سند مورد ادعا درباره يكي از مراكز نظامي ايران است چرا از ارائه آن براي راستي آزمايي كه حق قانوني ماست اجتناب مي ورزيد؟!

دوم: در صورت انجام بازرسي چنانچه معلوم شد، اين ادعا نيز مانند ادعاهاي ديگر بي اساس بوده و هيچ نشانه اي از فعاليت هسته اي غيرصلح آميز مشاهده نشد، آيا، آژانس حاضر است به خاطر ايراد اين اتهام از ملت ايران عذرخواهي كند؟

سوم: در صورت اثبات بي پايه بودن ادعاي ياد شده آيا آژانس حاضر است غرامت و خسارت ناشي از اين چالش بي ثمر را به ايران بپردازد؟

چهارم: آيا در صورت صدور اجازه بازرسي و مشخص شدن بي پايگي ادعاي ياد شده، آيا آژانس، به غير واقعي بودن ادعاي مطرح شده اعتراف مي كند؟

پاسخ آژانس به هر 4 سؤال ياد شده منفي بوده است! و حال آن كه مطابق اساسنامه آژانس و تصريح مفاد NPT، چنانچه نتيجه بازرسي ها از تأسيسات هسته اي يك كشور عضو، نشانه صلح آميز بودن فعاليت هسته اي آن كشور باشد، پرونده كشور مورد اشاره بايستي از دستور كار شوراي حكام آژانس خارج شده و به روال عادي بازگردد. چرا كه درغير اينصورت، اولاً؛ بازرسي هاي آژانس مفهوم حقوقي و فني خود را از دست مي دهد زيرا منظور از بازرسي كشف تخلف احتمالي است و اگر نتيجه بازرسي اثبات عدم تخلف باشد، اعلام آن و پايان دادن به پي آمدهاي ناشي از احتمال تخلف، ضروري است و ثانياً؛ اين برخورد آژانس به وضوح نشان مي دهد چالش هسته اي با ايران، خاستگاه «سياسي» دارد و نه حقوقي و فني كه حوزه تعريف شده براي بازرسي هاي آژانس است.

6- در اين بند به سند مورد ادعاي آژانس و گروه 1+5 درباره فعاليت هسته اي تسليحاتي در پارچين و ميزان واقع نمايي! آن اشاره مي كنيم؛

الف: در جريان سفر قبلي بازرسان آژانس به ايران يكي از اعضاي تيم مذاكره كننده هسته اي كشورمان از آقاي «ناكارتس» دستيار ارشد و معاون پادماني آمانو، پرسيد؛ سند مورد ادعاي شما درباره پارچين چگونه سندي است و «ناكارتس» در پاسخ گفت؛ يك «عكس ماهواره اي از پارچين» و توضيح نداد كه عكس ماهواره اي يك ساختمان و تأسيسات چه نشانه اي از فعاليت هسته اي نظامي در خود دارد؟!

ب: آژانس ادعا مي كند كه در عكس ماهواره اي از پارچين يك كپسول -اتاقك انفجاري- ديده مي شود كه معمولاً در چرخه ساخت بمب يا كلاهك اتمي كاربرد دارد! و مدعي است يك دانشمند روسي بنام «ويچسلاو دانيلنكو» در ساخت و نصب اين اتاقك انفجاري دست داشته است! اين در حالي است كه دانيلنكو، متخصص «نانوالماس» است و در مصاحبه با راديو آزاد اروپا تأكيد كرده است كه هيچ تخصصي در فناوري هسته اي ندارد. از سوي ديگر «رابرت كلي» بازرس ارشد آژانس نيز طي مصاحبه اي ضمن تأييد اظهارات دانيلنكو مي گويد «ادعاي آژانس درباره اين اتاقك، غيرعلمي و منحرف كننده است» در همان حال «گرت پورتر» تحليل گر بلندآوازه آمريكايي در مسائل هسته اي «ادعاي آژانس را مضحك و مسخره كردن علم و تكنولوژي» مي داند و...

ج: و بالاخره، روز چهارشنبه هفته گذشته- 27 ارديبهشت/16 مي- دنيس راس مشاور ارشد و سابق اوباما در مصاحبه با CNN فاش كرد اتاقك انفجاري كه در عكس ماهواره اي از مركز نظامي پارچين ديده مي شود، «يك نقاشي» است كه با استفاده از نرم افزار «فتوشاپ» تهيه شده و وجود خارجي ندارد!
7- و اكنون از يكسو جاي اين سؤال است كه آيا آقاي آمانو با لغو نشست وين در پي آن بوده است كه بي اساس بودن سند مورد اشاره آژانس درباره پارچين فاش نشود؟! اگر چنين نيست- كه به نظر مي رسد چنين است- چرا نشست وين با دستور كار از قبل اعلام شده را لغو كرده است؟! و از سوي ديگر، اين احتمال وجود دارد كه آقاي آمانو با ناتمام و بي نتيجه گذاشتن نشست وين، قصد دارد سند پوچ و بي اساس ياد شده درباره پارچين را دست نخورده و افشا نشده نگاه دارد تا دست گروه 1+5 در اجلاس بغداد خالي نباشد! و مثلاً در مذاكرات بغداد توپ را به زمين ايران بيندازند كه در همكاري با آژانس كوتاهي كرده و اجازه بازرسي از پارچين را صادر نكرده است؟! اگر چنين ترفندي در ميان باشد - كه بعيد است نباشد- بايد به جناب يوكيا آمانو هشدار داد كه دست از بازي در زمين لابي صهيونيستي (آيپك) بردارد و در مذاكرات بغداد به نفع صهيونيست ها و به زيان مردم آمريكا و اروپا سنگ اندازي نكند.

مانیفست شیعه

صوت:: را بشنوید
خبرنامه دانشجویان ایران: زیارت جامعه کبیره یا همان مانیفست شیعه که از سوی امام علی النقی به یادگار مانده است.
اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَهِ، وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِکَهِ،

سلام بر شما اى خاندان نبوت و جایگاه رسالت و مرکز رفت و آمد فرشتگان

وَمَهْبِطَ الْوَحْىِ، وَمَعْدِنَ الرَّحْمَهِ، وَخُزّانَ الْعِلْمِ، وَمُنْتَهَى الْحِلْمِ، وَاُصُولَ

و جاى فرود آمدن وحى (الهى) و معدن رحمت (حق) و گنجینه داران دانش و سرحد نهایى بردبارى و اصول و اساس

الْکَرَمِ، وَقادَهَ الاُْمَمِ، وَاَوْلِیآءَ النِّعَمِ، وَعَناصِرَ الاَْبْرارِ، وَدَعآئِمَ الاَْخْیارِ،

کرم و بزرگوارى و پیشوایان ملّتها و در اختیار دارندگان نعمتها و ریشه و اصول نیکان و استوانه هاى خوبان

وَساسَهَ الْعِبادِ، وَاَرْکانَ الْبِلادِ، وَاَبْوابَ الاْیمانِ، وَاُمَنآءَ الرَّحْمنِ،

و زمامداران بندگان و پایه ها و ستونهاى شهرها و بلاد و درهاى ایمان و امینهاى خداى رحمان

وَسُلالَهَ النَّبِیّینَ، وَصَفْوَهَ الْمُرْسَلینَ، وَعِتْرَهَ خِیَرَهِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ رَحْمَهُ

و نژاد پیمبران و زبده (اولاد) رسولان و عترت انتخاب شدگان پروردگار جهانیان، و رحمت

اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلى اَئِمَّهِ الْهُدى، وَ مَصابیحِ الدُّجى، وَاَعْلامِ التُّقى،

خدا و برکاتش (نیز بر آنها باد) سلام بر پیشوایان هدایت و چراغهاى تاریکى و نشانه هاى پرهیزکارى

وَ ذَوِى النُّهى، وَاُولِى الْحِجى، وَ کَهْفِ الْوَرى، وَوَرَثَهِ الاَْنْبِیآءِ، وَالْمَثَلِ

و صاحبان خرد و دارندگان عقل و فطانت و پناهگاه مردمان و وارثان پیمبران و نمونه

الاَْعْلى، وَالدَّعْوَهِ الْحُسْنى، وَ حُجَجِ اللهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ

اعلاى (الهى) و اهل دعوت نیکو (که مردم را به خدا مى خوانند) و حجّت هاى خدا بر اهل دنیا و آخرت

وَالاُْولى، وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلى مَحآلِّ مَعْرِفَهِ اللهِ، وَمَساکِنِ

و این جهان و رحمت خدا و برکاتش (نیز بر ایشان باد) سلام بر جایگاههاى شناسایى خدا و مسکنهاى

بَرَکَهِ اللهِ، وَمَعادِنِ حِکْمَهِ اللهِ، وَحَفَظَهِ سِرِّاللهِ، وَحَمَلَهِ کِتابِ اللهِ، وَاَوْصِیآءِ

برکت خدا و کانهاى حکمت و فرزانگى خدا و نگهبانان راز خدا و حاملان کتاب خدا و اوصیاى

نَبِىِّ اللهِ، وَذُرِّیَّهِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،

پیامبر خدا و فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله، و رحمت خدا و برکاتش (نیز بر ایشان باد)

اَلسَّـلامُ عَلَى الدُّعاهِ اِلَى اللهِ، وَالاَْدِلاّءِ عَلى مَرْضاتِ اللهِ، وَالْمُسْتَقِرّینَ

سلام بر خوانندگان بسوى خدا و رهنمایان بسوى موجبات خشنودى خدا و استقرار یافتگان

فى اَمْرِ اللهِ، وَالتّآمّینَ فى مَحَبَّهِ اللهِ، وَالْمُخْلِصینَ فـى تَوْحیدِ اللهِ،

در فرمان خدا و کاملان در دوستى و محبّت خدا و مخلصان در یگانه پرستى خدا

وَالْمُظْهِرینَ لاَِمْرِ اللهِ وَنَهْیِهِ، وَعِبادِهِ الْمُکْرَمینَ الَّذینَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ،

و آشکار کنندگان امر و نهى خدا و بندگان گرامى خدا آنان که پیشى نگیرند بر خداوند در گفتار

وَهُمْ بِاَمْرِهِ یَعْمَلُونَ، وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَى الاَْئِمَّهِ الدُّعاهِ،

و آنان که بدستورش عمل کنند، و رحمت خدا و برکاتش (بر ایشان باد) سلام بر امامان دعوت کننده (بحق)

وَالْقادَهِ الْهُداهِ، وَالسّادَهِ الْوُلاهِ، وَالذّادَهِ الْحُماهِ، وَاَهْلِ الذِّکْرِ، وَاُولِى

و پیشوایان راهنما و آقایان سرپرست و دفاع کنندگان و حامیان (از دین خدا) و اهل ذکر و فرمانداران

الاَْمْرِ، وَبَقِیَّهِ اللهِ، وَخِیَرَتِهِ وَحِزْبِهِ، وَعَیْبَهِ عِلْمِهِ، وَحُجَّتِهِ وَصِراطِهِ،

و نمایندگان خدا و برگزیدگان او و گروه او و گنجینه دانشش و حجّت او و راه او

وَنُورِهِ وَبُرْهانِهِ، وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا

و نور او و دلیل روشن او، و رحمت خدا و برکاتش (بر ایشان باد) گواهى دهم که نیست معبودى جز خداى یگانه

شَریکَ لَهُ، کَما شَهِدَ اللهُ لِنَفْسِهِ، وَشَهِدَتْ لَهُ مَلائِکَتُهُ وَاُولُوا الْعِلْمِ مِنْ

که شریک ندارد چنانچه گواهى داده خدا براى خودش و گواهى دادند براى او فرشتگانش و دانشمندان از

خَلْقِهِ، لا اِلـهَ اِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ، وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ،

خلق او معبودى نیست جز او که نیرومند و فرزانه است و گواهى دهم که محمّد بنده انتخاب شده اوست

وَرَسُولُهُ الْمُرْتَضى، اَرْسَلَهُ بِالْهُدى وَدینِ الْحَقِّ، لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ

و رسول پسندیده اوست که فرستاد او را با هدایت و آیین حق تا پیروزش کند بر همه آیین ها

وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ، وَاَشْهَدُ اَنَّکُمُ الاَْئِمَّهُ الرّاشِدُونَ الْـمَهْدِیُّونَ،

و گرچه خوش نداشته باشند مشرکان و گواهى دهم که شمایید پیشوایان راهبر راه یافته

اَلْمَعْصُومُونَ الْمُکَرَّمُونَ، اَلْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ، اَلصّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ،

معصوم گرامى مقرّب پرهیزکار راستگوى زبده

اَلْمُطیعُونَ للهِِ، اَلْقَوّامُونَ بِاَمْرِهِ، اَلْعامِلُونَ بِاِرادَتِهِ، اَلْفآئِزُونَ بِکَرامَتِهِ،

فرمانبرداران خدا و قیام کنندگان به فرمانش و انجام دهندگان خواسته اش و آنان که به مقام کرامت او رسیدند،

اِصْطَفاکُمْ بِعِلْمِهِ، وَارْتَضاکُمْ لِغَیْبِهِ، وَاخْتارَکُمْ لِسِرِّهِ، وَاجْتَبیکُمْ بِقُدْرَتِهِ،

برگزیدتان به علم خود وپسندیدتان براى جریانات غیب (وپس پرده) خود وانتخابتان کرد براى راز خود و اختیارتان کرد به قدرتش

وَ اَعَزَّکُمْ بِهُداهُ، وَ خَصَّکُمْ بِبُرْهانِهِ، وَ انْتَجَبَکُمْ لِنُورِهِ، وَ اَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ،

و عزیزتان کرد به راهنمایى خود و مخصوصتان داشت به دلیل روشنش و برگزید شما را براى نور خود و تأیید کرد شما را به روح خود و

وَرَضِیَکُمْ خُلَفآءَ فى اَرْضِهِ، وَحُجَجاً عَلى بَرِیَّتِهِ، وَاَنْصاراً لِدینِهِ،

پسندید شما را براى جانشینى در زمینش و تا که حجّت هایى باشید بر مخلوقش و یاورانى براى دینش و

وَحَفَظَهً لِسِرِّهِ، وَخَزَنَهً لِعِلْمِهِ، وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِکْمَتِهِ، وَ تَراجِمَهً لِوَحْیِهِ،

نگهبانانى براى رازش و گنجینه دارانى براى دانشش و سپردگان حکمتش و مفسران وحیش و

وَاَرْکاناً لِتَوْحیدِهِ،وَشُهَدآءَ عَلى خَلْقِهِ، وَاَعْلاماً لِعِبادِهِ، وَ مَناراً فى بِلادِهِ،

پایه هاى یگانه شناسیش و گواهانى بر خلقش و نشانه هایى براى بندگانش و مشعل هایى در شهرهاو بلادش

وَ اَدِلاّءَ عَلى صِراطِهِ، عَصَمَکُمُ اللهُ مِنَ الزَّلَلِ، وَآمَنَکُمْ مِنَ الْفِتَنِ، وَ

و راهنمایانى بر راهش، خداوند نگهداشت شما را از لغزش و ایمن داشت شما را از فتنه ها و آزمایشات

طَهَّرَکُمْ مِنَ الدَّنَسِ، وَ اَذْهَبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ، وَطَهَّرَکُمْ تَطْهیراً، فَعَظَّمْتُمْ

و پاکتان کرد از چرکى و دور کرد از شما پلیدى را و بخوبى پاکیزه تان کرد، شما نیز (در برابر) عظیم شمردید

جَلالَهُ، وَ اَکْبَرْتُمْ شَأْنَهُ، وَ مَجَّدْتُمْ کَرَمَهُ، وَاَدَمْتُمْ ذِکْرَهُ، وَ وَکَّدْتُمْ میثاقَهُ،

شوکتش را و مقامش را بزرگ دانستید و کرمش را ستودید و به ذکر او ادامه دادید و پیمانش را محکم کردید

وَاَحْکَمْتُمْ عَقْدَ طـاعَتِهِ، وَنَصَحْتُمْ لَهُ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانِیَهِ، وَ دَعَوْتُمْ اِلى

و آن عهدى را که در فرمانبرداریش داشتید سخت استوار کردید و در پنهانى و آشکار براى او خیرخواهى کردید و مردم را با

سَبیلِهِ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ، وَبَذَلْتُمْ اَنْفُسَکُمْ فى مَرْضاتِهِ،

حکمت و پند نیکو به راهش دعوت کردید و در راه خشنودى او بذل جان کردید

وَصَبَرْتُمْ عَلى ما اَصابَکُمْ فى جَنْبِهِ، وَاَقَمْتُمُ الصَّلاهَ، وَآتَیْتُمُ الزَّکاهَ،

و در مقابل پیش آمدهاى ناگوار بخاطر او بردبارى کردید، و نماز را بپا داشتید و زکات را پرداختید

وَاَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَیْتُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ، وَجاهَدْتُمْ فِى اللهِ حَقَّ جِهادِهِ،

و امر به معروف و نهى از منکر کردید و در راه خدا آن طور که باید جهاد و مبارزه کردید

حَتّى اَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ، وَ بَیَّنْتُمْ فَرآئِضَهُ، وَ اَقَمْتُمْ حُدُودَهُ، وَ نَشَرْتُمْ شَرایِعَ

تا بالاخره دعوت حق را آشکار و واجبات او را بیان داشتید و حدود و مقرراتش را برپا داشتید و دستورات و احکامش

اَحْکامِهِ، وَ سَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ، وَ صِرْتُمْ فى ذلِکَ مِنْهُ اِلَى الرِّضا، وَ سَلَّمْتُمْ لَهُ

را منتشر ساختید و روش او را مقرّر داشتید و در راه رضاى او گام برداشتید و تسلیم

الْقَضآءَ، وَ صَدَّقْتُمْ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ مَضى، فَالرّاغِبُ عَنْکُمْ مارِقٌ، وَاللاّزِمُ

قضا و قدر او شدید و پیمبران گذشته او را تصدیق کردید پس آن که از شما رو گرداند از دین خارج گشته و آن که ملازم

لَکُمْ لاحِقٌ، وَ الْمُقَصِّرُ فى حَقِّکُمْ زاهِقٌ، وَالْحَقُّ مَعَکُمْ وَ فیکُمْ وَ مِنْکُمْ

شما بود به حق رسیده وآنکه کوتاهى کرد در حق شما نابود گردید، و حق همراه شما و در میان شما خاندان و از جانب شماست

وَاِلَیْکُمْ، وَاَنْتُمْ اَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ، وَمیراثُ النُّبُوَّهِ عِنْدَکُمْ، وَ اِیابُ الْخَلْقِ

و بسوى شما بازگردد و شمایید اهل حق ومعدن آن، و میراث نبوت نزد شماست و بازگشت خلق خدا

اِلَیْکُمْ، وَحِسابُهُمْ عَلَیْکُمْ، وَفَصْلُ الْخِطابِ عِنْدَکُمْ، وَ آیاتُ اللهِ لَدَیْکُمْ،

بسوى شماست و حسابشان با شماست و سخنى که حق و باطل را جدا کند نزد شماست و آیات خدا پیش شماست

وَ عَزآئِمُهُ فیکُمْ، وَ نُورُهُ وَ بُرْهانُهُ عِنْدَکُمْ، وَ اَمْرُهُ اِلَیْکُمْ، مَنْ والاکُمْ فَقَدْ

و تصمیمات قطعى او درباره شماست و نور و دلیل روشنش نزد شما است و امر امامتش محول به شما است، هر که شما را دوست دارد

والَى اللهَ، وَ مَنْ عاداکُمْ فَقَدْ عادَ اللهَ، وَ مَنْ اَحَبَّکُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَمَنْ

خداى را دوست داشته و هر که شما را دشمن دارد خداى را دشمن داشته و هرکس به شما محبّت داشته باشد به خدا محبّت داشته و هرکس

اَبْغَضَکُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ، وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ، اَنْتُمُ الصِّراطُ

با شما کینه توزد با خدا کینه توزى کرده و هرکه به شما چنگ زند به خدا چنگ زده شمایید شاهراه

الاَْقْوَمُ، وَشُهَدآءُ دارِ الْفَنآءِ، وَشُفَعآءُ دارِ الْبَقآءِ، وَالرَّحْمَهُ الْمَوْصُولَهُ،

و راه راست و گواهان در این دار فانى (دنیا) و شفیعان در خانه پایدار (قیامت) و رحمت پیوسته (حق)

وَالاْیَهُ الْمَخْزُونَهُ، وَالاَْمانَهُ الْمُحْفُوظَهُ، وَالْبابُ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ، مَنْ

و آن نشانه پنهان در گنجینه و آن امانتى که نگهدارى شده (یا حفظش بر مردم واجب است) و آن درگاهى که مردم بدان آزمایش شوند هرکه

اَتیکُمْ نَجى، وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَکَ، اِلَى اللهِ تَدْعُونَ، وَعَلَیْهِ تَدُلُّونَ، وَبِهِ

به نزد شما آمد نجات یافت و هر کس نیامد هلاک شد (شما مردم را) بسوى خدا مى خوانید و بر او راهنمایى کنید و به او

تُؤْمِنُونَ، وَلَهُ تُسَلِّمُونَ، وَبِاَمْرِهِ تَعْمَلُونَ، وَاِلى سَبیلِهِ تُرْشِدُونَ، وَبِقَوْلِهِ

ایمان دارید و تسلیم اوهستید و بدستورش عمل کنید و بسوى راه او (مردم را) ارشاد کنید و به گفتار او

تَحْکُمُونَ، سَعِدَ مَنْ والاکُمْ، وَ هَلَکَ مَنْ عاداکُمْ، وَ خابَ مَنْ جَحَدَکُمْ،

حکم کنید، نیک بخت شد هر که شما را دوست دارد و به هلاکت رسید هر که شما را دشمن داشت و زیانکار شد منکر شما

وَضَلَّ مَنْ فارَقَکُمْ، وَ فازَ مَنْ تَمَسَّکَ بِکُمْ، وَ اَمِنَ مَنْ لَجَاَ اِلَیْکُمْ، وَسَلِمَ

و گمراه شد آن که از شما جدا گشت و رستگار شد آنکه به شما چنگ زد و ایمن گشت آنکه بدرگاه شما پناه آورد و سلامت یافت

مَنْ صَدَّقَکُمْ، وَهُدِىَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ، مَنِ اتَّبَعَکُمْ فَالْجَنَّهُ مَاْویهُ، وَ مَنْ

هر که شما را تصدیق کرد و هدایت شد هر که به شما چنگ زد، هر که پیروى شما را کرد بهشت مأواى اوست و هر که

خالَفَکُمْ فَالنّارُ مَثْویهُ، وَ مَنْ جَحَدَکُمْ کافِرٌ، وَ مَنْ حارَبَکُمْ مُشْرِکٌ، وَ مَنْ

مخالفت شما را کرد دوزخ جایگاه اوست، و هر که منکر شما شد کافر و هر که با شما جنگ کرد مشرک است و هر کس

رَدَّ عَلَیْکُمْ فى اَسْفَلِ دَرَک مِنَ الْجَحیمِ، اَشْهَدُ اَنَّ هذا سابِقٌ لَکُمْ فیما

شما را رد کرد در ته جهنم جاى دارد گواهى دهم که این مقام و منزلت در زمان

مَضى، وَ جار لَکُمْ فیما بَقِىَ، وَ اَنَّ اَرْواحَکُمْ وَ نُورَکُمْ وَ طینَتَکُمْ واحِدَهٌ،

گذشته براى شما ثابت بوده و در آینده زمان نیز براى شما جارى است و همانا روانهاى شما ونورتان وسرشتتان یکى است

طابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُها مِنْ بَعْض، خَلَقَکُمُ اللهُ اَنْواراً، فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ

همگى پاک و پاکیزه است و برخى از برخى دیگر گرفته شده خداوند شما را بصورت نورهایى آفرید و گرداگرد عرش

مُحْدِقینَ، حَتّى مَنَّ عَلَیْنا بِکُمْ، فَجَعَلَکُمْ فى بُیُوت اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ

خود قرارتان داد تا آنگاه که با آوردنتان در این جهان بر ما منّت گذارد و قرارتان داد در خانه هایى که اجازه داد بلند گردند

وَیُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ، وَجَعَلَ صَلَواتَنا عَلَیْکُمْ،وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ

و نام او در آنها برده شود و مقرّر داشت که درودهاى ما بر شما و هم چنین آنچه را از دوستى شما براى ما مخصوص داشته همه اینها موجب

طیباً لِخَُلْقِنا، وَ طَهارَهً لاَِنْفُسِنا، وَ تَزْکِیَهً لَنا، وَ کَفّارَهً لِذُنُوبِنا، فَکُنّا عِنْدَهُ

پاکى اخلاق ما و پاک شدن خود ما و تزکیه ما و کفاره گناهان ما باشد و ما در نزد خدا از زمره

مُسَلِّمینَ بِفَضْلِکُمْ، وَمَعْرُوفینَ بِتَصْدیقِنا اِیّاکُمْ، فَبَلَغَ اللهُ بِکُمْ اَشْرَفَ

تسلیم شدگان برترى شما و شناخته شدگان به تصدیق مقام شما بودیم پس خداوند برساند شما را به شریفترین

مَحَلِّ الْمُکَرَّمینَ، وَ اَعْلى مَنازِلِ الْمُقَرَّبینَ، وَاَرْفَعَ دَرَجاتِ الْمُرْسَلینَ،

جایگاه گرامیان و بلندترین منازل مقرّبان و بالاترین درجات رسولان

حَیْثُ لا یَلْحَقُهُ لاحِقٌ، وَ لا یَفُوقُهُ فآئِقٌ، وَ لا یَسْبِقُهُ سابِقٌ، وَ لا یَطْمَعُ

آن جا که کسى بدان نرسد و فوق آن جایگاه کسى راه نیابد و پیش روى بر آن پیشى نگیرد و براى رسیدن

فى اِدْراکِهِ طامِعٌ، حَتّى لا یَبْقى مَلَکٌ مُقَرَّبٌ، وَلا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ، وَ لا

بدانجا کسى طمع نبندد، تا این که بجاى نماند فرشته مقرّبى و نه پیامبر مرسلى و نه

صِدّیقٌ وَ لا شَهیدٌ، وَ لا عالِمٌ وَ لا جاهِلٌ، وَ لادَنِىٌّ وَ لا فاضِلٌ، وَ لا

صدّیق و نه شهیدى و نه عالم و نه جاهلى و نه پست و نه برترى و نه

مُؤْمِنٌ صالِحٌ، وَ لا فاجِرٌ طالِحٌ، وَ لا جَبّارٌ عَنیدٌ، وَ لا شَیْطانٌ مَریدٌ، وَ لا

مؤمن نیک کردار و نه تبهکار بدکارى و نه گردنکش ستیزه جو و نه اهریمن متمرّدى و نه

خَلْقٌ فیما بَیْنَ ذلِکَ شَهیدٌ، اِلاَّ عَرَّفَهُمْ جَلالَهَ اَمْرِکُمْ، وَ عِظَمَ خَطَرِکُمْ،

خلق دیگرى که در این میان گواه باشد جز آن که بشناساند به او خداوند جلالت و قدر و عظمت مقام و

وَکِبَرَ شَاْنِکُمْ، وَتَمامَ نُورِکُمْ، وَصِدْقَ مَقاعِدِکُمْ، وَثَباتَ مَقامِکُمْ، وَشَرَفَ

بزرگى منزلت و کامل بودن نورتان را و درستى منصبها و پابرجا بودنتان را (در اطاعت حق) و شرافت

مَحَلِّکُمْ وَ مَنْزِلَتِکُمْ عِنْدَهُ، وَ کَرامَتَکُمْ عَلَیْهِ، وَ خاصَّتَکُمْ لَدَیْهِ، وَ قُرْبَ

همگان و منزلت شما را در پیش خود و مقام گرامى شما را و خصوصیتى که در نزد او دارید و جایگاه

مَنْزِلَتِکُمْ مِنْهُ، بِاَبى اَنْتُمْ وَاُمّى وَ اَهْلى وَ مالى وَ اُسْرَتى، اُشْهِدُ اللهَ

نزدیکى که نسبت به او دارید پدر و مادر و خاندان و مال و فامیلم فداى شما گواه گیرم خدا را و

وَاُشْهِدُکُمْ، اَنّى مُؤْمِنٌ بِکُمْ وَبِما آمَنْتُمْ بِهِ، کافِرٌ بِعَدُوِّکُمْ وَ بِما کَفَرْتُمْ بِهِ،

گواه گیرم شما را که من ایمان دارم به شما و بدانچه شما بدان ایمان دارید و کافرم نسبت به دشمن شما و بدانچه شما انکار آن را کردید

مُسْتَبْصِرٌ بِشَاْنِکُمْ وَبِضَلالَهِ مَنْ خالَفَکُمْ، مُوال لَکُمْ وَ لاَِوْلِیآئِکُمْ، مُبْغِضٌ

بینایم به مقام شما و به گمراهى آن که با شما مخالفت کرد دوست دار شما و (دوستدار) دوستان شمایم و بغض

لاَِعْدآئِکُمْ وَ مُعاد لَهُمْ، سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ، مُحَقِّقٌ

دشمنانتان را در دل دارم و دشمن آنهایم صلحم با هر که با شما صلح کند و در جنگم با هرکس که با شما در جنگ است حق مى دانم

لِما حَقَّقْتُمْ، مُبْطِلٌ لِما اَبْطَلْتُمْ، مُطیعٌ لَکُمْ، عارِفٌ بِحَقِّکُمْ، مُقِرٌّ بِفَضْلِکُمْ،

آنچه را شما حق دانستید و باطل دانم آنچه را شما باطل دانستید پیرو شمایم عارف به حق شمایم اقرار به برترى شما دارم

مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِکُمْ، مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِکُمْ، مُعْتَرِفٌ بِکُمْ، مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ،

بار علم دانش شما را تحمل کنم و از مهالک در پرده عهد و امان شما روم به شما (وحقّتان) اعتراف دارم و به بازگشتتان ایمان دارم

مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ، مُنْتَظِرٌ لاَِمْرِکُمْ، مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ، آخِذٌ بِقَوْلِکُمْ،

و رجعت شما را تصدیق دارم و چشم براه فرمان شما و منتظر دولت شمایم گفتارتان را بگیرم

عامِلٌ بِاَمْرِکُمْ، مُسْتَجیرٌ بِکُمْ، زآئِرٌ لَکُمْ، لائِذٌ عآئِذٌ بِقُبُورِکُمْ، مُسْتَشْفِعٌ

و دستورتان را انجام دهم و به شما پناه جویم و شما را زیارت کنم و به قبرهاى شما پناه آرم و شما را بدرگاه

اِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ بِکُمْ، وَ مُتَقَرِّبٌ بِکُمْ اِلَیْهِ، وَ مُقَدِّمُکُمْ اَمامَ طَلِبَتى،

خداى عزوجل شفیع آرم و بوسیله شما به پیشگاهش تقرّب جویم و شما را در پیش روى خواسته و

وَحَوآئِجى وَ اِرادَتى فى کُلِّ اَحْوالى وَ اُمُورى، مُؤْمِنٌ بِسِرِّکُمْ

حاجات و اراده ام قرار دهم در همه حالات و کارهایم، ایمان دارم به نهان شما و

وَعَلانِیَتِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَ غآئِبِکُمْ، وَ اَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْ، وَ مُفَوِّضٌ فى ذلِکَ

آشکارتان و حاضرتان و غایبتان و اوّل و آخرتان و در این باره کار را به خودتان وامى گذارم

کُلِّهِ اِلَیْکُمْ، وَ مُسَلِّمٌ فیهِ مَعَکُمْ، وَ قَلْبى لَکُمْ مُسَلِّمٌ، وَ رَاْیى لَکُمْ تَبَعٌ،

(ایرادى به شما ندارم) و تسلیم شمایم و دلم نیز تسلیم شماست و رأى من نیز تابع (راى) شماست

وَنُصْرَتى لَکُمْ مُعَدَّهٌ، حَتّى یُحْیِىَ اللهُ تَعالى دینَهُ بِکُمْ، وَ یَرُدَّکُمْ فى اَیّامِهِ،

و یاریم برایتان آماده است تا آن که خداى تعالى دینش را بوسیله شما زنده کند و دوباره بازگرداند شما را در روزها (ى حکومت) خود

وَ یُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ، وَ یُمَکِّنَکُمْ فى اَرْضِهِ، فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ غَیْرِکُمْ

و آشکارتان سازد براى عدل خود و پابرجایتان کند در روى زمینش، پس با شما باشم با شما نه با غیر شما

آمَنْتُ بِکُمْ، وَتَوَلَّیْتُ آخِرَکُمْ بِما تَوَلَّیْتُ بِهِ اَوَّلَکُمْ، وَبَرِئْتُ اِلَى اللهِ

و ایمان دارم به شما و دوست دارم آخرین فرد شما را به همان دلیل که دوست دارم اوّلین شخص شما را و بیزارى جویم به پیشگاه خداى

عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْدآئِکُمْ، وَ مِنَ الْجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ وَ الشَّیاطینِ وَ حِزْبِهِمُ

عزوجل از دشمنانتان و از جبت و طاغوت (خلفاى ناحق) و شیاطین و پیروانشان

الظّالِمینَ لَکُمْ، وَ الْجاحِدینَ لِحَقِّکُمْ، وَ الْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ،

(سایر غاصبین) آن ستمکاران بر شما و منکران حق شما و بیرون روندگان از زیر بار ولایت و زمامدارى شما

وَالْغاصِبینَ لاِِرْثِکُمْ، وَالشّآکّینَ فیکُمْ، وَالْمُنْحَرِفینَ عَنْکُمْ، وَمِنْ کُلِّ

و غصب کنندگان میراث شما و شک کنندگان درباره شما و منحرف شدگان از طریقه شما و از هر

وَلیجَه دُونَکُمْ، وَکُلِّ مُطاع سِواکُمْ، وَمِنَ الاَْئِمَّهِ الَّذینَ یَدْعُونَ اِلَى النّارِ،

همدم و وسیله اى غیر از شما و هر فرمانروایى جز شما و از پیشوایانى که مردم را به دوزخ مى خوانند

فَثَبَّتَنِىَ اللهُ اَبَداً ما حَییتُ عَلى مُوالاتِکُمْ وَمَحَبَّتِکُمْ وَدینِکُمْ، وَوَفَّقَنى

پس خداوند پابرجایم بدارد همیشه تا زنده ام بر موالات و دوستى و دین و آیین شما و موفقم دارد

لِطاعَتِکُمْ، وَ رَزَقَنى شَفاعَتَکُمْ، وَ جَعَلَنى مِنْ خِیارِ مَوالیکُمُ، اَلتّابِعینَ

براى فرمانبردارى شما و روزیم گرداند شفاعت شما را و قرارم دهد از برگزیدگان دوستانتان آنان که تابع

لِما دَعَوْتُمْ اِلَیْهِ، وَ جَعَلَنى مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثارَکُمْ، وَ یَسْلُکُ سَبیلَکُمْ،

دعوت شما هستند و بگرداند مرا از کسانى که پیروى کند از آثار شما و مى رود به راه شما

وَیَهْتَدى بِهُدیکُمْ، وَ یُحْشَرُ فى زُمْرَتِکُمْ، وَ یُکَرُّ فى رَجْعَتِکُمْ، وَیُمَلَّکُ

و راهنمایى جوید به راهنمایى شما و محشور گردد در گروه شما و بازگردد در دوران رجعت و بازگشت شما و به فرمانروایى رسد

فى دَوْلَتِکُمْ، وَیُشَرَّفُ فى عافِیَتِکُمْ، وَ یُمَکَّنُ فى اَیّامِکُمْ، وَ تَقِرُّ عَیْنُهُ

در دوران حکومت شما و مفتخر گردد به عافیت (و حسن عاقبت) از شما و مقتدر گردد در روزهاى (حکومت) شما و روشن گردد دیده اش

غَداً بِرُؤْیَتِکُمْ، بِاَبى اَنْتُمْ وَ اُمّى وَ نَفْسى وَ اَهْلى وَمالى، مَنْ اَرادَ اللهَ بَدَءَ

فرداى قیامت بدیدار شما پدر و مادرم و خودم و خاندان و داراییم به فداى شما هر که آهنگ خدا کند

بِکُمْ، وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ، وَمَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُمْ، مَوالِىَّ لااُحْصـى

از شما شروع کند و آن کس که خدا را به یکتایى شناسد از شما پذیرد و هر که قصد او کند به شما رو کند سروران من

ثَنآئَکُمْ، وَلا اَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ، وَمِنَ الْوَصْفِ قَدْرَکُمْ، وَ اَنْتُمْ نُورُ

ثناى شما را نتوانم کرد و با مدح به کنه و حقیقت شما نرسم و با توصیف قدر و منزلت شما را بیان نتوانم که شمایید روشنى

الاَْخْیارِ، وَ هُداهُ الاَْبْرارِ، وَ حُجَجُ الْجَبّارِ، بِکُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ،

خوبان و راهنماى نیکان و حجّت هاى خداى جبار، خداوند (عالم وجود را) به شما آغاز کرد و به شما نیز ختم کند

وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاَّ بِاِذْنِهِ،

و بخاطر شما فرو ریزد باران را و بخاطر شماست که نگهدارد آسمان را از این که بر زمین افتد جز به اذن او

وَبِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ، وَیَکْشِفُ الضُّرَّ، وَ عِنْدَکُمْ ما نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ، وَ هَبَطَتْ

و بخاطر شما بگشاید اندوه را و برطرف کند سختى را و در پیش شماست آنچه را پیمبرانش فرود آورده و

بِهِ مَلائِکَتُهُ، وَ اِلى جَـدِّکُمْ بُعِثَ الـرُّوحُ الاَْمینُ.

فرشتگانش به زمین آوردند و بسوى جدّ شما برادرت روح الامین (جبرئیل) نازل گردید.
(در صورتى که مخاطب در این زیارت، امیرمؤمنان(علیه السلام) باشد به جاى «وَاِلى جَدِّکُمْ» «وَاِلى أخیکَ» مى گویى).

آتاکُمُ اللهُ ما لَمْ یُؤْتِ اَحَداً مِنَ الْعالَمینَ، طَاْطَاَ کُلُّ شَریف

به شما داده است خداوند آنچه را به هیچ یک از مردم جهانیان نداده سر (فروتنى) بزیر آورده هر شخص شریفى

لِشَرَفِکُمْ، وَبَخَعَ کُلُّ مُتَکَبِّر لِطاعَتِکُمْ، وَخَضَعَ کُلُّ جَبّار لِفَضْلِکُمْ، وَذَلَّ

در برابر شرف شما و گردن نهاده هر متکبرى به فرمانبردارى شما و فروتن گشته هر گردنکشى در برابر فضل شما

کُلُّ شَىْء لَکُمْ، وَاَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِکُمْ، وَفازَ الْفآئِزُونَ بِوِلایَتِکُمْ،

و خوار شده هر چیزى براى شما و روشن شد زمین به پرتو نور شما و رستگار شدند مردمان رستگار بوسیله ولایت و دوستى شما،

بِکُمْ یُسْلَکُ اِلَى الرِّضْوانِ، وَعَلى مَنْ جَحَدَ وِلایَتَکُمْ غَضَبُ الرَّحْمنِ،

بوسیله شما به بهشت رضوان توان رسید و بر آن کس که منکر فرمانروایى شماست خشم خداى رحمان است،

بِاَبى اَنْتُمْ وَاُمّى وَنَفسى وَاَهْلى وَمالى، ذِکْرُکُمْ فِى الذّاکِرینَ، وَاَسْمآؤُکُمْ

پدر و مادرم و خودم و خاندان و داراییم فداى شما باد، (اى سروران من گرچه) ذکر شما در (زبان) ذکرکنندگان است و نامهایتان

فِى الاَْسْمآءِ، وَاَجْسادُکُمْ فِى الاَْجْسادِ، وَاَرْواحُکُمْ فِى اْلأَرْواحِ،

در میان نامها و پیکرتان با سایر پیکرها و روانتان در میان سایر روانها

وَاَنْفُسُکُمْ فِى النُّفُوسِ، وَآثارُکُمْ فِى الاْثارِ، وَقُبُورُکُمْ فِى الْقُبُورِ، فَما

و جانهاتان در (عداد) سایر جانها و آثارتان در میان آثار (دیگران) و قبرهاتان در (شمار) سایر قبرهاست ولى (شما را چه نسبت با دیگران)

اَحْلى اَسْمآئَکُمْ، وَاَکْرَمَ اَنْفُسَکُمْ، وَاَعْظَمَ شَاْنَکُمْ، وَاَجَلَّ خَطَرَکُمْ، وَاَوْفى

چه شیرین است نامهایتان و بزرگوار است جانهاتان و بزرگ است مقامتان و برجسته است منزلت و موقعیتتان و با وفاست

عَهْدَکُمْ، وَاَصْدَقَ وَعْدَکُمْ، کَلامُکُمْ نُورٌ، وَاَمْرُکُمْ رُشْدٌ، وَوَصِیَّتُکُم

عهدتان و راست است وعده تان سخنتان نور و دستورتان یکپارچه رشد و رستگارى است، سفارشتان

التَّقْوى، وَفِعْلُکُمُ الْخَیْرُ، وَعادَتُکُمُ الاِْحْسانُ، وَسَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ،

پرهیزکارى و کارتان خیر و خوبى و عادت شما احسان و نیکى و شیوه شما کرم

وَشَاْنُکُمُ الْحَقُّ وَالصِّدْقُ وَالرِّفْقُ، وَقَوْلُکُمْ حُکْمٌ وَحَتْمٌ، وَرَاْیُکُمْ عِلْمٌ

و بزرگوارى و رفتارتان حق و راستى و مدارایى است و گفتارتان مسلم و حتمى است و رأى شما دانش

وَحِلْمٌ وَحَزْمٌ، اِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ اَوَّلَهُ، وَاَصْلَهُ وَفَرْعَهُ، وَمَعْدِنَهُ وَمَاْویهُ

و بردبارى و دوراندیشى است اگر از خیر و خوبى ذکرى به میان آید آغاز و ریشه و شاخه و مرکز و جایگاه

وَمُنْتَهاهُ، بِاَبى اَنْتُمْ وَاُمّى وَنَفْسى، کَیْفَ اَصِفُ حُسْنَ ثَنآئِکُمْ، وَاُحْصى

و پایانش شمایید پدر و مادرم و خودم به فداى شما چگونه توصیف کنم ثناى نیکوى شما را و چگونه شماره کنم

جَمیلَ بَلائِکُمْ، وَبِکُمْ اَخْرَجَنَا اللهُ مِنَ الذُّلِّ، وَفَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ

آزمایشهاى خوبى که دادید و بوسیله شما بود که خدا ما را از ذلت بیرون آورد و گشایش داد به گرفتاریهاى

الْکُرُوبِ، وَاَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَکاتِ وَمِنَ النّارِ، بِاَبى اَنْتُمْ وَاُمّى

سخت ما و نجاتمان داد از پرتگاه هلاکت و نابودى و هم از آتش دوزخ، پدر و مادرم

وَنَفْسى، بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللهُ مَعالِمَ دِینِنا، وَاَصْلَحَ ماکانَ فَسَدَ مِنْ

و خودم به فداى شما که بوسیله دوستى شما خداوند به ما یاد داد دستورات دینمان را و اصلاح کرد آنچه را که از دنیاى ما تباه گشته بود

دُنْیانا، وَبِمُوالاتِکُمْ تَمَّتِ الْکَلِمَهُ، وَعَظُمَتِ النِّعْمَهُ، وَائْتَلَفَتِ الْفُرْقَهُ،

و بوسیله شما کلمه (توحید و معارف دین) کامل شد و نعمت بزرگ گشت و جدایى و اختلاف مبدّل به الفت و اتحاد گردید

وَبِمُوالاتِکُمْ تُقْبَلُ الطّاعَهُ الْمُفْتَرَضَهُ، وَلَکُمُ الْمَوَدَّهُ الْواجِبَهُ، وَالدَّرَجاتُ

و بوسیله موالات شما پذیرفته گردد فرمانبردارى واجب و (تنها) دوستى شماست که بر خلق لازم و فرض است و از آن شماست درجات

الرَّفیعَهُ، وَالْمَقامُ الْمَحْمُودُ، وَالْمَکانُ الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ، وَالْجاهُ

بلند و مقام شایسته و جایگاه معین و معلوم در نزد خداى عزوجل و منزلت

الْعَظیمُ، وَالشَّاْنُ الْکَبیرُ، وَالشَّفاعَهُ الْمَقْبُولَهُ، رَبَّنا آمَنّا بِما اَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا

عظیم و رتبه بزرگ و شفاعت پذیرفته، پروردگارا ما ایمان داریم بدانچه نازل فرمودى و پیروى کردیم

الرَّسُولَ، فَاکْتُبْنا مَعَ الشّاهِدینَ، رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا، وَهَبْ

از پیامبرت پس نام ما را با گواهان (به این حقایق) ثبت فرما، پروردگارا منحرف مکن دلهاى ما را پس از آن که راهنماییمان کردى و ببخش

لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً، اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهّابُ، سُبْحانَ رَبِّنا اِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا

به ما از نزد خویش رحمتى که براستى تویى بخشایشگر منزه است پروردگار ما که

لَمَفْعُولاً، یا وَلِىَّ اللهِ

براستى وعده او انجام شدنى است اى ولى خدا
(و اگر همه امامان را قصد کرده باشد مى گوید: «یا اَوْلِیاءَ اللهِ»)

اِنَّ بَیـْنى وَبیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا یَاْتى عَلَیْها اِلاَّ رِضاکُمْ، فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَکُمْ

همانا میان من و خداى عزوجل گناهانى است که محو و پاک نکند آنها را جز رضایت شما پس به حق آن خدایى که شما را امین

عَلى سِرِّهِ، وَاسْتَرْعاکُمْ اَمْرَ خَلْقِهِ، وَقَرَنَ طاعَتَکُمْ بِطاعَتِهِ، لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ

به راز خود کرده و سرپرستى کار خلق خود را به شما واگذارده و فرمانبردارى شما را به فرمانبردارى خود که شما بخشش گناهانم را (از خدا) بخواهید

ذُنُوبى، وَکُنْتُمْ شُفَعآئى، فَاِنّى لَکُمْ مُطیعٌ، مَنْ اَطاعَکُمْ فَقَدْ اَطـاعَ اللهَ،

و شفیعان من گردید زیرا که من فرمانبردار شمایم، هر که از شما فرمانبردارى کند خداى را فرمانبردارى کرده و

وَمَنْ عَصاکُمْ فَقَدْ عَصَى اللهَ، وَ مَنْ اَحَبَّکُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَ مَنْ اَبْغَضَکُمْ

هر که نافرمانى شما کند خداى را نافرمانى کرده و هر که شما را دوست دارد خداى را دوست داشته و هر که شما را دشمن دارد

فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ، اَللّـهُمَّ اِنّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعآءَ اَقْرَبَ اِلَیْکَ مِنْ مُحَمِّد

خداى را دشمن داشته، خدایا اگر من شفیعانى را مى یافتم که نزدیکتر باشند بدرگاهت از محمّد

وَ اَهْلِ بَیْتِهِ الاَْخْیارِ، اَلاَْئِمَّهِ الاَْبْرارِ، لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعآئى، فَبِحَقِّهِمُ الَّذى

و خاندان نیکویش آن پیشوایان نیکوکار بطور مسلّم آنها را شفیعان خود قرار مى دادم پس از تو مى خواهم بدان حقى که براى

اَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَیْکَ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُدْخِلَنى فى جُمْلَهِ الْعارِفینَ بِهِمْ وَبِحَقِّهِمْ،

ایشان بر خود واجب کردى که مرا در زمره عارفان به مقام آنها و به حق آنها قرارم ده

وَ فى زُمْرَهِ الْمَرْحُومینَ بِشَفاعَتِهِمْ،اِنَّکَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ،وَصَلَّى اللهُ عَلى

و نیز در زمره کسانى که بوسیله شفاعت آنها مورد مهر قرار گرفته اند که تو مهربانترین مهربانانى و درود خدا بر

مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ، وَسَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً، وَحَسْبُنَا اللهُ وَنِعْـمَ الْوَکیلُ.
محمّد و آل پاکش و سلام مخصوص و بسیارى بر آنها باد و بس است ما را خدا و نیکو وکیلى است.

امید آن که «آقا سعیدِ» سید مرتضی آوینی و «حاج سعیدِ» ما ، تا آخر خط مظهر همان روحی بماند که حزب الله را از انسان های دیگر جدا می کند و در آن صورت...
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، سعید قاسمی، در یکی از روزهای مرداد 1367 با دوربین بر و بچه های روایت فتح شکار شد. آن روز، سعید قاسمی در معرکه «مرصاد» به نبرد با منافقین مشغول بود و سرش به قدری گرم فرماندهی محورش بود که چند دقیقه طول کشید تا بفهمد به سوژه سید مرتضی آوینی تبدیل شده است. سید مرتضی به قدری از جنب و جوش و حرارت جهادی سعید قاسمی به وجد آمده بود که چند روز بعد در اتاق مونتاژ، این گونه در وصف او نوشت:

«آقا سعید فرمانده ی این محور عملیاتی، همان کسی بود که ما در جستجوی او بودیم. او مظهر همان روحی است که حزب الله را از انسان های دیگر جدا می کند و البته در میان رزم آوران ما، دلاورانی چون سعید کم نیستند»

و در جای دیگری از همین برنامه، این گونه عشق خود به سعید قاسمی را به روی کاغذ نقش می زند:

«او یکی از پرورده های میدان رزم و جهاد فی سبیل الله است و اگر انقلاب اسلامی هیچ دستاوردی جز پرورش انسان هایی این چنین نداشت، باز هم می ارزید تا حزب الله جان و سر خویش را فدای حفظ آن کند.»

سید مرتضی آوینی به قدری در عشق خود به «مظهر همان روح» راسخ بود، که سرانجام تقدیر الهی، «آقا سعید» را به جمع آخرین همسفرانِ «سید شهیدان اهل قلم» ملحق نمود و «سعید قاسمی» به نمایندگی از سوی «امت حزب الله»، این توفیق را یافت که شاهد عروجِ سرخِ این «عاشقِ حزب الله» باشد.

امروز، حاج سعید قاسمی، بازنشسته سپاه و در گوشه ای از این شهر به زندگی دنیایی خویش مشغول است اما هر کس او را می شناسد گواهی می دهد که وی هنوز در تب و تاب جهاد و شهادت می سوزد و یاد حضرت روح الله در رگ هایش، چون پولاد مذاب در جریان است و هنوز می توان ادعا کرد که حاج سعید مظهر همان روحی است که حزب الله را از انسان های دیگر جدا می کند و این بار امانت، در این وانفسای آخرالزمانی بسیار سترگ است بر شانه های «آقا سعید» که خودش به اهمیت آن واقف است و صد البته، حفظ این امانت تا پایان عمر، تکلیفی است برای او.
امروز، جوانان حزب الله، حاج سعید قاسمی را با برنامه راز می شناسند و سخنرانی های آتشینش در تجمعات حزب الله و یا روایت گری تأثیرگذارش در اردوهای زیارتی مناطق عملیاتی غرب کشور اما حاج سعید، عقبه ای دارد به قدمت نام حاج احمد متوسلیان در دفترِ نهضت روح الله.
گروه جهاد و مقاومت مشرق، مفتخر است که گلچینی از تصاویر این سردارِ وفادار نهضت روح الله به علاقه‌مندان تقدیم می‌کند، امید آنکه «آقا سعیدِ» سید مرتضی آوینی و «حاج سعیدِ» ما ، تا آخر خط، مظهر همان روحی بماند که حزب الله را از انسان های دیگر جدا می کند. و در آن صورت، حزب الله بار دیگر شهادت خواهد داد که اگر انقلاب اسلامی هیچ دستاوردی جز پرورش انسان هایی این چنین نداشت، باز هم می ارزید تا حزب الله جان و سر خویش را فدای حفظ آن کند... به شرط آن که بماند و صد البته، به شرط آنکه بمانیم.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا


سعید قاسمی (ایستاده، نفر اول از راست) سردار شهید حاج احمد متوسلیان در تصویر دیده می شود


سعید قاسمی ( نفر چهارم از راست) شهیدان حاج عباس کریمی و حسین قجه‌ای نیز در تصویر حضور دارند


سعیدقاسمی(با کلاه قهوه ای بر سر) شهیدان حاج عباس کریمی و حسین قجه ای و رضا چراغی در تصویر حضور دارند


سعید قاسمی (اولین نفر از ستون سمت چپ با مشت گره کرده) در جمع قوای محمد رسول الله در بازار شام (1361)
شهید حاج احمد متوسلیان در تصویر دیده می شود.


سعید قاسمی (پشت به دوربین که دوربینی نظامی بر گردن دارد) در آخرین عکس خود با حاج احمد متوسلیان در لبنان


سعید قاسمی در پادگان ابوذر کرمانشاه(نفر اول از راست) شهیدان حاج همت و اکبر زجاجی در تصویر حضور دارند




سعید قاسمی در کنار شهید اکبر زجاجی در پادگان ابوذر کرمانشاه










سعید قاسمی در کنار شهیدان حاج همت و اکبر زجاجی






سعید قاسمی در کنار شهیدان محمود شهبازی و حاج ابراهیم همت














سعید قاسمی، ثانیه هایی پس از انفجاری که به عروج سید مرتضی آوینی انجامید


«آقا سعیدِ» سید مرتضی آوینی و «حاج سعیدِ» ما -1390

بازدید : 73 مرتبه
تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1391

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، در پی انتشار سخنان حجت‌الاسلام داوود صمدی آملی درباره مساله «تشکیک در ماهیت» (عین ثابت)، عوض شدن «عین ثابت» و انتساب آن به علامه حسن‌زاده آملی و متفرع کردن برخی مسائل نادرست به آن اصل، مانند «احتمال بهشت رفتن یزید» وی با صدور اطلاعیه ای سخنان منسوب به خود را تکذیب کرد.

  http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/02/24/13910224000104_PhotoL.jpg


متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

این متمسک به ذیل ولایت امام امیرالمومنین علی‌بن ابی‌طالب و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا و اولاد طاهرینشان علیهم السلام با اعلام برائت و بیزاری از قاطبه دشمنان، معاندان و غاصبان حقوق حقه اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین معروض می‌دارد:

شنیده ام برخی از کسانی که در درس و بحثهای حقیر حضور پیدا کرده‌اند، بر اثر عدم تلقی صحیح مطالب و خلط مباحث برداشت‌های ناصحیح خود را که مخالف با حقایق دین مبین اسلام و اقتضائات تولی و تبری است من جمله در تعریف بهشتیان به من نسبت داده‌‌اند، از این روی صریحا اعلام می‌کنم این گونه نسبت‌ها به حقیر ربطی نداشته و ندارد.

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

حسن حسن زاده آملی، بیستم جمادی الثانی 1433 مطابق با

نسخه چاپيارسال به دوستان
حجت الاسلام صمدی آملی:
تولی و تبری اصل مسلّم شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است

خبرگزاری فارس: حجت الاسلام والمسلمین صمدی آملی برای تنویر افکار عمومی و در پاسخ به برخی حاشیه‌ها توضیحی منتشر کرد و نوشت: تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است.

خبرگزاری فارس: تولی و تبری اصل مسلّم شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است

به گزارش خبرگزاری فارس، حجت الاسلام والمسلمین داود صمدی آملی در پی ایجاد برخی مباحث حاشیه‌ای درباره مساله «تشکیک در ماهیت» (عین ثابت)، عوض شدن «عین ثابت» متن زیر را برای خبرگزاری فارس ارسال کرده است که عینا منتشر می‌شود:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اخیراً موضوعاتی مطرح شده مبنی بر این که اینجانب حدوداً پانزده سال قبل در جلسه‌ای درسی و علمی و در قالب مثال از اسامی افرادی کثیف استفاده کردم که سبب برداشت‌های ناصحیح گردیده است. اینجانب اعلام می‌دارم براساس نصوص قرآنی و روایی جهنمی بودن و خلود آنها در قعر جهنم امری محرز و مسلم است که شک بردار نیست. واصل تولی به ولایت بلافصل حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرین‌شان تا حضرت بقیة‌الله الاعظم مهدی فاطمی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف، و تبری جستن از دشمنان و غاصبان حقوق حقه الهیه‌ آنان به نصّ قرآن کریم و روایات، یعنی اصل اصیل و پایدار تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است که موجب تعالی روح انسانی و موهبت الهی است که شیعه اهل بیت علیهم السلام بدان مفتخر است.

میزان ما براساس حدیث شریف و متواتر از جناب رسول‌الله الاعظم صلّی‌الله علیه وآله و سلم همان ثقلین کتاب الله و عترت، اهل بیت علیم السلام است و تا قیام قیامت هم خواهد بود.

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایتهم و محبتهم اجمعین

والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

بیست و دوم جمادی الثانی 1433 ق مطابق 1391.2.24 ش

داود صمدی آملی

سردار شهید علی اصغر وصالی

اینجانب اصغر وصالی سرباز الله برای جنگ با کفار عازم غرب می گردم، خواهشمندم امام را تنها نگذارید و یک سوم از آنچه از مال دنیا دارم برای نماز و روزه من که قضا شده است، خرج کنید. امام را حتماً یاری کنید. انقلاب را تنها نگذارید.


سردار شهید وصالی به سال 1329 در منطقه دولاب تهران به دنیا آمد که به دلیل تقارن میلادش با ماه محرم نامش را علی اصغر گذاشتند.
وی در سال های جوانی توانست با مشقت فراوان از ایران خارج شده و دوره‌های چریکی را در میان مبارزان فلسطینی طی کند. سپس به ایران آمد و زندگی مخفی خود را شروع نمود اما سرانجام توسط عوامل رژیم طاغوت بازداشت شد.
او در دادگاه به دوازده سال زندان محکوم شد و در اواخر سال 56 پس از طی پنج سال و نیم حبس، از زندان آزاد شد.
با پیروزی انقلاب، علی اصغر انتظامات زندان قصر را تشکیل داد و در سال 59 وارد تشکیلات نوپای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و از بنیانگذاران اصلی بخش اطلاعات سپاه گردید مدتی فرماندهی بخش اطلاعات خارجی را نیز بر عهده گرفت.
روحیه علی اصغر به هیچ وجه با امور اداری و ستادی سازگار نبود و به همین دلیل مسوولیت خود را در ستاد کل سپاه رها کرده و به جبهه غرب شتافت تا به نبرد رویارو با ضدانقلاب و متجاوزین بعثی بپردازد. او و گردان تحت امرش در سخت ترین جبهه های غرب کشور خوش درخشیدند و جمع قابل توجهی از آنان به شهادت رسیدند. نیروهای تحت امر «علی اصغر وصالی» به دلیل بستن دستمال سرخ بر گردن هایشان به «گروه دستمال سرخ ها» شهرت داشتند .(وجه تسمیه این گروه به شهادت یکی از اعضای جوان آن باز می گردد.او به هنگام شهادت ، لباسی سرخ بر تن داشت که همرزمانش به عنوان یادبود وی ، تکه هایی از لباس او را بر گردن بستند و عهد کردند که تا گرفتن انتقامش ، آن را از خود جدا نکنند)
روز تاسوعای سال 1359 تصمیم گرفته شد عملیاتی برای روز عاشورا تدارک دیده شود.
حوالی ظهر عاشورا،علی اصغر در تنگه حاجیان از ناحیه سرمورد اصابت گلوله قرار گرفت و بر اثر همین جراحت ، مصادف با چهلمین روز شهادت برادرش اسماعیل به شهادت رسید.
پیکر پاک شهید اصغر وصالی تهرانی فرد در قطعه 24 بهشت زهرای تهران در کنار برادرش و در میان یارانش (گروه دستمال سرخ‌ها) به خاک سپرده شد.


*آنچه خواهید خواند قسمتی از وصیت نامه شهید اصغر وصالی، فرمانده گروه دستمال سرخ ها است.

«اینجانب اصغر وصالی سرباز الله برای جنگ با کفار عازم غرب می گردم، خواهشمندم امام را تنها نگذارید و یک سوم از آنچه از مال دنیا دارم برای نماز و روزه من که قضا شده است، خرج کنید. امام را حتماً یاری کنید. انقلاب را تنها نگذارید.

قضیه اراجیف اخیر یک مرتد : شاهین نجفی !

در روزهای اخیر شاهد گسترش یک موزیک از یک خواننده فراری به آلمان ؛ به نام "شاهین نجفی " بودیم ...
در این مطلب به قضیه ی این خواننده ی مرتد خواهیم پرداخت ... وی با خواندن موزیک های بی شرمانه ای به ائمه اطهار از جمله امام رضا(ع) و امام هادی (ع) توهین کرده است تا حدی که برای کشتن وی جایزه گذاشته اند ! به ادامه مطلب بروید ...

همانطور که سایت های بزرگ خبری منتشر کردند ؛ خواننده ای فراری با نام شاهین نجفی با طرح شعر هایی در صدد اختلاف انداختن میان جوانان بوده است . و در این میان با توجه به حکم اکثر مراجع تقلید , توهین به ائمه حرام است  و  شخصی که توهینی کند مرتد است . نمونه سوالی که از آیت الله صافی شده است در این عکس مشهود است :



 قضیه را میتوان از اینجا آغاز کرد که چند ماه پیش ؛ موزیکی با نام "مهدی" از این خواننده ی فاسد منتشر شد .و بعد از انتشار آن سیل زیاد نظرات از هر اعتقادی سوی سایت های موریک آمد . عده ای گفتند{ با شنیدن این موزیک , اشک از چشمان مان سرازیر می شود ! و خیلی احساساتی می شویم }. گروهی هم از طرف دیگر گروه ها فقط از حالت انتقادی موزیک خوششان می آمد و به طوری حمایت از آن حمایت میکردند . با نگاهی گذرا به متن موزیک های این کافر ؛ میتوان به سادگی دریافت که ایشان هم مذهبی ها را به خود جذب کرده است و هم افراد علاقه مند به موزیک رو . و با نام موزیک مذهبی به خود مذهب ضربه های فراوانی وارد ساخته است .


در موزیک با نام مهدی این خواننده به طور نامحسوس به شنونده القا میشود که (نعوذ بالله) اگر امامی  به نام مهدی وجود داشت یا صحبت من رو میشنید یا ظهور میکرد ... و در نتیجه شنونده خود به خود به تایید عدم وجود منجی اعتقاد پیدا خواهد کرد ...
در موزیک آخر وی که چندی پیش منتشر شد ؛ و بسیاری از خبرگذاری ها خبر آن را منتشر کردند ؛ وی به امام هادی (ع) و امام رضا (ع) توهین کاملا  آشکار داشته است .
برای توهین به امام رضا(ع) تصمیم گرفتند حرم این امام بزرگوار را مسخره کنند بطوری که نمی توان حتی در این مقاله شرح آن را نوشت ...


اغلب کاربرانی که در اینترنت فعال بودند و اخبار را دنبال میکردند یا در شبکه های اجتماعی بین المللی مثل فیس بوک اکانت داشتند , حتما توهین های آشکار و زیاد به امام هادی(ع) را میدانند .
 این خواننده ی فراری هم برای حمایت از موج توهین به امام هادی(ع) موزیکی روانه شبکه اینترنت کرد که امام را به چند چیز قسم میدهد ... او امام را قسم میدهد که فعلا حضرت مهدی قصد ظهور و شنیدن صحبت های ما را ندارد ! و تو به جای او ظهور کن !
اخیرا شبکه شیطانی بی بی سی هم با وی ارتباط داشته است و این خواننده گفته » فقط نام ائمه را "دستمایه " کار اخیر خود قرار داده است و اصلا قصد توهین به ائمه را نداشته است !
حال با مطلبی که در بالا ارائه شد , چنین چیزی ممکن است ؟

سوابق مجریان "من و تو" +عکس


خبرنامه دانشجویان ایران:جوادآقایی در وبلاگ ساحل نوشت : دانشگاه سواز و یا موسسات آکادمیک خارجی که برای بسیاری از خبرنگاران ایرانی دارای نامی آشنا می باشند در یک فرآیند ساده ، هدفمند و از قبل طراحی شده در چند مرحله اقدام به ایجاد شبکه های پویا و متشکل از نخبگان ، روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای ایرانی برای فعالیت علیه جمهورس اسلامی، می نماید.

این موسسات که به ظاهر علمی می باشند و در اصل ابزاری برای پرورش کادررسانه ای انگلیس هستند  در مرحله دیگر جذب شدگان به این موسسات را بورسیه کرده و به شکل نا محسوسی آنان را با اعطای حقوق های بالا و امکانات خوب زندگی و ...وابسته به خود می نماید. تا آنجائی که یک خبرنگار جزء و درجه چندم که در ایران مشغول به کار ساده خود بوده چنان شیفته این موسسات و تحصیلات داده شده از سوی آن می شود که با کمال افتخار در شبکه های فارسی زبان و دولتی انگلیس مشغول به کار می شوند و خود را آلوده در یک منجلاب از پیش تعیین شده می بیند.

نکته ای که در این میان برای خبرنگاران ، روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای قابل توجه و لازم به ذکر می باشد ، پوشش به ظاهر علمی و آکادمیک این موسسات برای جذب است و مهم تر از آن مرحله بعد از جذب است که تعیین کننده شرایط  و مواضع در آن مرحله ، خود شخص و یا خبرنگار نمی باشد و بی شک باید بر اساس راه و رسمی که برایش چیده شده حرکت نماید.

اگر نگاهی گذرا به سوابق و رزومه مجریان و خبرنگاران مشغول در شبکه های فارسی زبان دولتی انگلیسی  بیندازیم خواهیم دید که این افراد به سادگی این روند را طی نموده و به راحتی جذب رسانه های بهایی گردیده اند و ابزار دستی برای  سرویس جاسوسی انگلیس و لابی صهیونیستی شده اند.
                                                                                            
سالومه سیدنیا : او که یکی از تهیه کنندگان و مجریان شبکه تلویزیونی " من و تو " می باشد قبل از خروج از کشور در روزنامه های زن و ایران ( در زمان اصلاحات ) ومدیر روابط عمومی خانه سینما نیز بوده است .

                                                                                                    

سام غفارزاده :  اقتصاد نویس روزنامه های شرق و دنیای اقتصاد که ظاهرا برای درس خواندن به لندن سفر کرده ، سر از شبکه تلویزیونی " من و تو " در آورده است  . از فعالیت های سیاسی ایشون می توان به عضو فعال ستاد هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم ریاست جمهوری  اشاره کرد و در انتخابات 88 در جبهه فتنه گران فعالیت داشته است .
                                                                                             

ساناز قاضی زاده : وی گاهی به عنوان خبرنگار آزاد و گاهی به عنوان عضو ثابت ، با تحریریه های " شرق " و " همشهری " و " اعتماد ملی " و ... همکاری کرده است .

                                                                                           

نفیسه كوهنورد: خبرنگار فعلی شبكه بی بی سی فارسی در استانبول ، پس از اختلاف با محمد قوچانی در روزنامه شرق درسال ‏82‏ در روزنامه همشهری آغاز به كار كرد ‏.‏ كوهنورد در اوایل كار خود به عنوان خبرنگار اعزامی همشهری به تركیه سفر كرد تا شاید كارآموزی اولیه برای فعالیت دائمی به عنوان خبرنگار بی بی سی رادر تركیه را ببیند‏.


 


پانته آ مدیری: وی که پدرش از مسوئلین بلند پایه ساواک بوده است بعد از همکاری با رادیو زمانه با حمایت سلطنت طلبان سردبیر اتاق خبر در شبکه من و تو گردید.


 


رها اعتمادی (رها بنی اعتماد): وی در خانواده بسیار متعصب بهایی متولد شده و همه اعضای خانواده از نزدیکان و چاکران دربار پهلوی بوده اند. او از ابتدا با نحوه فکری طرفداران پهلوی، سلطنت طلبها، حزب کمونیست کارگری و مجاهدین خلق و ... آشنا شده و در جلسات مختلف حضور فعال داشت. رها تحت پوشش فعالیت های هنری سعی در ارتباط با هم سن و سالان خود و جوانان کرده و از این طریق نیروهای مستعد جهت همکاری با جنبش های ضد ایرانی را گزینش نموده و به مسئولین مربوطه معرفی نماید.



 اخیرا در صفحه اصلی وب سایت تلویزیون من و تو یک آگهی برای جذب مجری برای این شبکه تلویزیونی قرار داده شده است که نشان از تمایل این مجموعه برای تزریق افراد جدید را به سیستم خود دارد، این در حالی است که در خط آخر این آگهی اعلام شده است که افراد متقاضی باید اجازه اقامت و کار در انگلستان را داشته باشند که این تنها یک شعار است و در مواردی که مدیریت بخواهد این مسئله به سادگی از طریق جذب خبرنگار در موسسات علمی و آکادمیک ،نقض می‌شود.

یاد پدر و پدر بزرگان ما به خیر که هر اتفاق ناخوشایند و یا مشکوکی رخ می داد، می گفتند"کار، کار انگلیسی هاست!"

باهنر: آخرین فردی که به بازداشت خانگی مهندس موسوی راضی شد، رهبر معظم انقلاب بودند

سایت انتخاب نوشت:

محمدرضا باهنر نائب رئیس مجلس عصر امروز دوشنبه در دانشگاه علم و صنعت اظهاراتی متفاوت به زبان آورد.

وی در بخشی از سخنانش گفت: حسینیان در ایام فتنه 88 گفته است، میرحسین، کروبی و خاتمی را به من بدهید تا اعدامشان ‌کنم و غائله بخوابد!

مهمترین بخش از سخنان وی در پی می آید:

* دعوای من با موسوی از مجلس دوم شروع شد، در مجلس سوم در روز تحلیف مقام معظم رهبری در نطق پیش از دستور مواضع خودم را نسبت به موسوی صراحتاً اعلام کردم.

* در دور هفتم شش ماه مانده به پایان عمر مجلس من قاطعانه اعلام کردم که دیگر کاندیدا نخواهم شد. در آن دوران حتی آقای حداد‌عادل پیش من آمدند و بسیار اصرار کردند و گفتند اگر قرار باشد بین من و تو یکی به مجلس راه یابد، من ترجیح می‌دهم تو باشی‌ اما من باز هم کوتاه نیامدم.

* یک روز مانده به پایان مهلت ثبت‌نام از جایی به من زنگ زدند و گفتند برو ثبت‌نام کن‌ که من نتوانستم مخالفت کنم. به نظر من ما باید هم اخلاق پیروزی داشته باشیم و هم اخلاق شکست.

*  ما در هیئت اجرایی صحبت ‌و تصویب کردیم که دوستان لیست جبهه متحد می‌توانند فقط با اعضای همین لیست گروه‌ها و کلونی‌های کوچک‌تری تشکیل دهند و تبلیغات کنند.

* در جبهه متحد تلاش شد تا همه اصولگراها نیز وارد شوند، آقای رضایی هم می‌توانست حضور داشته باشد اما به هر دلیل نشد و باید بدانید من هم عضو بودم نه مؤسس و من هم معتقدم اگر کمی فضا بازتر بود و بر اساس شناختی که دارم، علی‌رغم نقدهایی که ممکن است داشته باشیم، می‌توانستیم با هم کار کنیم.

* روز اول صد نفر اسم در هیئت اجرایی جبهه متحد درآورده بودند که باید این تعداد را به سی نفر محدود می‌کردیم. آقای مطهری در ابتدا رأی لازم را برای حضور در لیست جبهه متحد آورده بود اما شورای داوری تصمیم گرفت فرد دیگری را جایگزین کند و خرد جمعی بهتر از خرد فردی می‌تواند تصمیم‌گیری کند.

* در قضیه فتنه ۸۸ بعضی‌ها به موقع و بعضی‌ها با تأخیر و عده‌ای حتی جلوتر از آقا می‌خواستند موضع بگیرند ولی طبق دعای شعبانیه میزان رهبری است.

*  آقای حسینیان دو هفته بعد از ۲۲خرداد در مجلس گفتند این سه نفر را به من بدهید تا اعدامشان ‌کنم و غائله بخوابد.

* یادمان نرود ۹دی بعد از هنجارشکنی ۱۳آبان، روز قدس و روز عاشورا بود. ۹دی زمانی خلق شد که از آن ۱۳میلیون بیش از ۱۰میلیون متوجه شده بودند که مهندس موسوی مرد تأمین‌کننده منافع مردم و کشور نیست بلکه مرد منافع خودش است. باید ۹دی اتفاق می‌افتاد و نمی‌شد زودتر اتفاق بیفتد.

* مدیریت و اداره کردن مجلس هشتم در زمان فتنه با حضور ۴۰ تا ۵۰ اصلاح‌طلب به گونه‌ای که هیچ‌یک از این اصلاح‌طلبان از عوامل فتنه نشوند، کار بسیار مهمی بود. بعضی‌ها می‌گفتند اصلاح‌طلب‌ها را از مجلس اخراج کنید، اما با مدیریت درست کار به آنجا رسید که وقتی ما تندترین بیانیه‌ها را در محکوم کردن فتنه و عوامل آن صادر می‌کردیم، همین‌ها می‌آمدند و پای آن را امضاء می‌کردند.

* از جبهه متحد سه نفر و از جبهه یک نفر به دور دوم راه نیافتند اما معدل آراء خیلی متفاوت نبود. متأسفانه برخی معتقدند که همه کشورند.

*  ‌اگر ریاست رئیس مجلس ‌بر قلب‌ها نباشد، هیچ کاری نمی‌تواند بکند، چون ‌معاونین، ‌منشی‌ها و ‌... را نمی‌تواند خودش انتخاب کند.

* نمایندگان مجلس نهم هم تحصیلاتشان بیشتر است و هم سوابق اجرایی بیشتری دارند، لذا در مجموع طبق رصدی که کردیم، اگر قوی‌تر نباشد، ضعیف‌تر نخواهد بود.

* در داستان دانشگاه آزاد، خودم مخالف بودم و رأی هم ندادم و ظاهر هم به گونه‌ای بود که فقط دانشگاه آزاد نبود و فقط دانشگاه غیر‌انتفاعی بود و نوشته بود دانشگاهی که مالکیت خصوصی دارد را می‌توان وقف کرد، اما نکته اینجاست که دانشگاه آزاد اصلا خصوصی نبود که بشود وقف‌ کرد. کلاً پرونده دانشگاه آزاد از جمله نقاط قابل نقد مجلس هشتم است.

* سال ۸۸ تمام نشده بود که من صریح و شفاف در مورد فتنه و سران فتنه صحبت کردم و باید بدانید دعوای من با موسوی از مجلس دوم شروع شد، در مجلس سوم در روز تحلیف مقام معظم رهبری در نطق پیش از دستور مواضع خودم را نسبت به موسوی صراحتاً اعلام کردم.

* اگر بخواهیم نسبت به ۱۳میلیون ایراد بگیریم، اصلا درست نیست، زیرا ۱۰میلیون از اینها برگشتند در ضمن با این تفکر باید ایراد اول را به شورای نگهبان گرفت که مهندس موسوی را تأیید صلاحیت کرد.

* موسوی یک آدم مناسب جهت اداره کشور و ریاست‌جمهوری نبود و این موضع من از ۲۶سال پیش تا الان است. من در دیداری که با عده‌ای دیگر از دوستان یک هفته بعد از انتخابات به نزد موسوی رفته بودیم، به وی گفتم هر نظامی اپوزیسیون لازم دارد اما باید داخل نظام باشد و تو اگر حزب اپوزیسیون داخل نظام تشکیل دهی، من از تشکیل حزبت دفاع می‌کنم اما مسلماً من هرگز نمی‌توانم در حزبی که موسوی یا خاتمی راه بیندازند، حضور داشته باشم، ولی اگر بخواهی اپوزیسیون خارج نظام باشی، به تو هشدار می‌دهم که این راه همه چیز دارد، ازجمله زندان، تبعید، اعدام و ... لازم به ذکر است در آن جلسه دکتر زاکانی نیز همراه من بود.

*  خاتمی در جریان فتنه به نظام خیلی ظلم کرد اما از سران فتنه نبود.

* در آن دوران بسیار فشار می‌آوردند که سران فتنه را بگیرند و زندانی کنند و به حدی این فشارها زیاد بود که آیت‌الله لاریجانی آمدند و گفتند من خودم موافقم اما بالاتری‌ها باید موافق باشند.، من به حسینیان گفتم تو که می‌دانی بالاتری‌ها موافق نیستند، چرا فشار می‌آوری که وی گفت باید آنقدر فشار بیاوریم تا همه موافقت کنند.

* آخرین فردی که در این مملکت به بازداشت خانگی مهندس موسوی راضی شد، رهبر معظم انقلاب بود.

ليست منتسب به حاج منصور براي انتخابات

هیئت رزمندگان مسجد ارک با نام "جبهه نوسازی معنوی" در دور دوم انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابیه تهران فهرست انتخاباتی خود را منتشر كرد.

این لیست که از سوی حسین الله کرم و حاج منصور ارضی تدوین شده است در برگیرنده 25 کاندیدا براي دور دوم انتخابات است.
 
اسامي اين 25 كانديدا كه توسط وب سايت دوستداران حاج منصور منتشر شده به شرح ذيل است:
 
 
1 سید مهدی هاشمی
2حجت الاسلام سید محمود نبویان
3اسماعیل کوثری
4محمد سلیمانی
5مهرداد بذرپاش
6علی اصغر زارعی
7حجت الاسلام قاسم روانبخش
8بیژن نوباوه
9حجت الاسلام روح الله حسینیان
10حسین طلا
11حجت الاسلام والمسلمین سقای بی ریا
12رودکی
13زهره طبیب زاده
14حجت الاسلام والمسلمین رسائی
15زهره الهیان
16فاطمه رهبر
17حسین مظفر
18حسین نجابت
19الهام امین زاده
20مجتبی رحماندوست
21کوچک زاده
22پرویز سروری
23حسن حمید زاده
24حسین استاد آقا
25 جوادمحمدی