روایت ناطق نوری از ارتباط گروهک فرقان با موسوی خوئینی‌ها


شبکه ایران: درباره کیفیت و نوع ارتباط "سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها" دبیر مجمع روحانیون مبارز، با گروهک فرقان اظهارات زیادی مطرح شده و مبارزان انقلاب روایت هایی را از این موضوع را بیان کرده‌اند.

آقای موسوی خوئینی‌ها پیش از پیروزی انقلاب (در دهه 50) در مسجد "جوستان" مباحثی را به عنوان تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه ارائه ‌داده که به گفته شهید مطهری تفسیرهایی مارکسیستی بوده است.

گودرزی، از عناصر مطرح گروهک فرقان و عامل شهادت شهید مطهری، هم به مسجد جوستان رفت و آمد داشت و به گفته مبارزان انقلابی سخت تحت تاثیر سخنان آقای موسوی خوئینی ها بود.

حجت السلام علی اکبر ناطق نوری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مصاحبه با نشریه "یادآور" پیرامون استفاده گروهک فرقان از منبرهای آقای موسوی خوئینی‌ها در مسجد جوستان می گوید: "من بعدها در دادگاه فرقان، از یکی از اینها (اعضای گروهک فرقان) سئوال کردم که شما از کجا به اینجا رسیدید؟ او گفت: « ما اول تفسیر پرتوی از قرآن را خواندیم. بعد دیدیم یک کسی روشنفکرتر از او تفسیر می گوید و رفتیم به مسجد جوستان در خیابان نیاوران قدیم!"

آقای ناطق نوری در ادامه از قول این عضو گروهک فرقان اضافه می‌کند: "بعد دیدیم یکی انقلابی تر از همه اینها آمده و روشنفکرتر از همه اینهاست و او اکبر گودرزی است!» مسیر را ملاحظه می کنید. مجاهدین خلق هم بیشتر بچه ها را از همین طریق گول می‌زدند. هم در زندان و هم در بیرون از زندان. آنها هم تفسیرهای تفنگی می کردند."

وی سپس به شیوه تبلیغی منافقین اشاره و عنوان می کند: "یادم هست یک روز منزل آقای امامی کاشانی جزوه ای از مجاهدین را دیدم که موضوع آن، تفسیر سوره حمد بود. در یکی از صفحات آن، در مورد نماز گفته بودند حمد را در اریتره می خوانیم- آن روز ها آنجا یکی از مراکز انقلاب بود- سوره را در فلیپین می خوانیم، سجده را در فلسطین به جا می آوریم، تشهد را در فلان کشور، سلام را در ایران و قیس علیهذا! در آن مقطع، نمازی که از آن همه کشورها در می‌آمد، آن هم به این شکل، برای یک جوان خیلی جاذبه داشت. خلاصه از هر 10،8،7 تا تفنگ و نارنجک و این چیزها در می‌آورند، این شیوه سبب شد که اینها تحریک بشوند و در نهایت، به چنین نقطه ای برسند."

مسجد جوستان، آغاز ارتباط گودرزی با خوئینی ها

"هاشم صباغیان"، از اعضای نهضت آزادی، هم درباره جلسات آقای خوئینی ها در مسجد جوستان می گوید: "واقعیت این است که ما در آن موقع هنوز به جوهره‌ی تفکر آنها پی نبرده بودیم و فقط در واکنش به شعارهای تندی که می‌دادند، می‌گفتیم دارند نظم مسجد را به هم می زنند! خود من بعدها ماهیت فرقانی ها را فهمیدم و متوجه شدم که از محصولات جلسه تفسیری آقای موسوی خوئینی ها هستند."

همچنین "جعفر شجونی" عضو جامعه روحانیت مبارز درباره شروع ارتباط گودرزی با اقای خوئینی ها گفته است: گودرزی بعد از آنکه از سوی علمای محترم و شناخته شده و حوزه های علمیه مهم تهران طرد شد، به سراغ آقای موسوی خوئینی ها در مسجد جوستان رفت و او هم گودرزی را پذیرفت و این هم امر غیر منتظره ای نبود.

.................................................................................................................................................................

ناگفته‌هاي آيت‌الله يزدي در مورد هاشمي و مشايي؛
هاشمي دنبال شوراي رهبري بود كه با آن مخالف بوديم و هستيم/ سران فتنه به پشتيباني هاشمي خيلي كارها كردند

آيت‌الله يزدي رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم در گفت‌وگويي ضمن بيان برخي ناگفته‌ها و خاطرات نقل نشده در مورد اين جامعه، مجلس خبرگان، نحوه ارتباط با آقاي هاشمي رفسنجاني و دولت، انتقادات صريحي نيز در مورد برخي عقايد و رفتارهاي رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و اسفنديار رحيم مشايي رئيس دفتر رئيس‌جمهور بيان كرد.

به گزارش رجانيوز، بخش‌هاي مهم اين گفت‌وگو به نقل از هفته نامه پنجره در ادامه آمده است:

ساواك چگونه توانست اعضاي جامعه مدرسين را شناسايي كند؟

آن‎ها در منزل آيت‌ا... آذري قمي اساسنامه جامعه مدرسين را پيدا كردند و در حقيقت اين موضوع سبب شد همه افرادي را كه نام‎شان در اساسنامه آمده بود، تبعيد كنند كه بنده نيز از جمله تبعيدي‌ها بودم. بعد ازتبعيد شرايطي پيش آمد كه كليه بيانيه‎هايي كه توسط حضرت امام به‎خصوص در دوران تبعيد منتشر مي‌شد، پس از ورود به منزل ما، پخش مي‌شد.

در مورد انتخاب آيت‌ا... خامنه‌اي به‎عنوان رهبري، ظاهرا برخي از اعضاي جامعه مانند آقاي آذري قمي مخالفت‎هايي داشتند؟

خير، مخالفت داشتن، يك مسئله و فكر تشكيل شوراي رهبري مسئله‌اي ديگر است كه بيشتر از طرف آقاي هاشمي سرچشمه گرفته بود و در اين رابطه، همان زمان، اكثر اعضاي جامعه مدرسين مخالفت كردند. در حال حاضر هم که دوباره آقاي هاشمي اين مباحث را مطرح مي‌كند، باز هم ما مخالفيم و بعدا هم مخالف خواهيم بود. به اين علت كه مسئله تشكيل شوراي رهبري مبناي فقهي و علمي ندارد، بلكه مبناي روشنفكري دارد، چون يك مجتهد هيچ‎وقت نمي‌تواند مقلد باشد و با نظر شورايي بحث كند.

به‎نظر شما علت طرح چنين مبحثي از سوي آقاي هاشمي، ناشي از چه مسئله‌اي‎ست؟


آقاي هاشمي كمي كلي‎گراست و همين مسائل سبب مي‌شود، بحث‌هایی را براي خود پيش بياورد.


نحوه عملكرد آقاي هاشمي در بعد از انتخابات رياست‎جمهوري دهم چگونه بوده است؟


در جريان فتنه، سران فتنه به پشتيباني آقاي هاشمي خيلي كارها كردند و آقاي هاشمي اساسا يك نوع تفكر داشته و دارد كه هيچ ربطي به جامعه مدرسين ندارد. ايشان هيچ وقت عضو جامعه مدرسين نبوده و هميشه عضو جامعه روحانيت مبارز بوده و در آن‌جا نيز هميشه اين بحث‌ها با ايشان وجود داشته است.


علت عدم شركت شما در اجلاسيه خبرگان سال قبل چه بود؟ آيا به‎خاطر كسالت بوده است؟


بله، اما عدم حضور بنده به علت اختلاف با آقاي هاشمي بود. در حقيقت شبي كه صبح‎اش اجلاس مجلس خبرگان رهبري آغاز به كار مي‌كرد، طبق رسمي كه از زمان آيت‌ا... مشكيني رييس پيشين مجلس خبرگان بود، صحبتي با رييس مجلس براي تعيين محورهاي سخنراني افتتاحيه مي‌شد. همه اعضا آن شب بودند و بنده به ايشان گفتم كه جناب آقاي هاشمي رسم بوده كه شب قبل از شروع اجلاس، دوستان هيئت رييسه، محورهاي سخنراني را از رييس پرسيده و نظر مي‌داده‌اند. آقاي هاشمي يك‎سري مسائلي را مطرح كرد كه از ديد ما دست سوم و چهارم بود، بنده گفتم آقاي هاشمي هيچ تعارفي نداريم اين سخنان بيانش در مدرسه درست است، ولي شما بايد فاصله‎تان را با رهبري كم كنيد، فاصله شما با رهبري زياد است، در اين شرايط اگر شما فاصله‎تان را با رهبري كم كنيد، به‎خصوص در جلسه و قبل از نطق‎تان، حتما مي‌توانيد جلسه را خوب اداره كنيد و بنده با توجه به ارتباطي كه با اعضا دارم و گفت‌وگوهاي تلفني و حضوري، پيش‎بيني مي‌كنم جلسه فردا خالي از تشنج نخواهد بود؛ به اين دليل كه شما با رهبري فاصله گرفته‎ايد و در حقيقت يك نوع برداشت‎هايي از اين فاصله و سكوت‎تان شده. شما در نطق افتتاحيه، فاصله‎تان را با رهبري كم كنيد. بالاخره آن شب در كميسيون سه نفره‌اي كه بنده عضو آن بودم و اين مباحث با آقاي هاشمي طرح شد، به علت اين‌كه بنده ناراحت شدم، آخرش ايشان گفت كه ادبيات فلاني را قبول ندارم و به يك شكلي مطلب را خواهم گفت كه اين مسئله‌اي كه شماها مي‌گوييد حل شود. بنده همان شب از سر سفره نتوانستم بلند شوم و در حقيقت دچار بيماري شدم كه هنوز هم آثار آن باقی مانده. ولي خوشبختانه مقام معظم رهبري تدبيرهاي بسيار خوبی داشتند و تبيين كردند كه حساب ايشان از سران فتنه جداست و در نهايت اين اواخر دوستان گفتند كه شما حساب‎تان را از فرزندان‎تان جدا كنيد، زيرا شما يك موقعيت و فرزندان‎تان موقعيت ديگري دارند.


به‎نظر می‎رسد، شما هم رابطه‎تان با آقاي هاشمي بهتر شده است؟


ما رابطه‎مان با آقاي هاشمي هميشه خوب بوده، البته اختلاف هم داشتيم؛ در حال حاضر، هم رابطه‎مان خوب است و اختلاف هم داريم. در مجلس هم که ايشان رييس بود و بنده نايب‎رييس، هميشه با هم اختلاف داشتيم. به ايشان مي‌گفتم اين روشنفكربازي‎ها اسمش اجتهاد نيست و آقاي هاشمي مي‌گفت مجتهدين گفته‌اند، اجتهاد مبناي خاصي دارد. در مجمع تشخيص مصلحت نظام هم به‎عنوان عضو شوراي نگهبان شركت مي‌كردم. بارها با آقاي هاشمي اين بحث‌ها را داشتم كه آقاي هاشمي شما اين‌جا حق نداريد كه بگوييد اين خلاف شرع است يا خير؛ اين‌جا مجمع تشخيص مصلحت نظام است و تشخيص خلاف شرع بودن یا نبودن مربوط به شوراي نگهبان است و آقاي هاشمي مي‌گفت نه حالا اين‌جا بحث مي‌كنيم، شايد در رأي‎گيري تأثيري داشته باشد كه بنده مي‌گفتم اين خلاف است و اشكال شرعي دارد و شما حق نداريد اين مسائل را مطرح كنيد. با اين اوصاف ما با هم دوست هستيم. البته نويسنده‌اي گفته كه قضيه ما با لبخند حل مي‌شود که اين مطلب صحيح نيست، زيرا قضيه ما با ايشان حل شدني نيست، آقاي هاشمي يك نوع تفكري دارد و ما هم يك تفكر ديگر، اما در عين‎حال ايشان يك روحاني سابقه‎دار، مبارز و خدوم در كشور است كه ما روشش را نمي‌پسنديم و با خودش هم صحبت كرده‎ايم، ولي تخريبش را هم جايز نمي‌دانيم.


در مقطعي كه آقاي خاتمي براي رياست‌جمهوري كانديدا شدند، شما از آقاي ناطق حمايت كرديد؛ اين حمايت براساس چه تحليلي بود؟


تحليل لازم نداشت؛ كار ايشان را در دوره مجلس ديده بوديم و با هم معاشرت داشتيم و رفتار ايشان را ديده بوديم. در اين جهت از وي حمايت كرديم.


در حال حاضر هم نسبت به آقاي ناطق نوري اين نظر را داريد؟


آقاي ناطق امروز، غير از آقاي ناطق پنج سال پيش است، مثل آقاي هاشمي كه غير از آقاي هاشمي 10 سال پيش است.


چه تفاوتي دارند؟


مگر مي‌شود شما همان فرد چند سال پيش باشيد، مسلما فكرتان خيلي فرق كرده است.


در حال حاضر افكار و عملكرد ناطق نوري را تأييد مي‌كنيد؟


الان روش آقاي ناطق نوري را تأييد نمي‌كنم.


علت اين موضوع چيست؟

زيرا بدون علت از دوستانش كناره‌گيري كرده، به‎خاطر يك‎سري مسائلي كه جزیي است. در نظام سياسي و زندگي نبايد به جزييات به اين اندازه توجه كرد و آن جمله معروف كه مي‌گويند فروعات را با اصول از هم جدا كنيد، بيشتر به همين مسئله تأكيد دارد و آن‎ها كه در متن جريان هستند، متوجه مي‌شوند كه معناي اصول و فروعات با هم چيست.

يك بخش از دوران رياست شما بر قوه قضاييه همزمان بود با دوران رياست‎جمهوري آقاي خاتمي. از نظر شما به‎عنوان رييس يكي از قوا، دولت آقاي خاتمي در آن زمان داراي چه نقاط قوت و ضعفي بود؟

همين دعوايي كه در حال حاضر با ايشان داريم، آن زمان هم بود و اساسا به اين علت بود كه مقدس‎ترين چيزها در دوران آقاي خاتمي زير سئوال رفت. ما هم در حد خودمان با هر كس كه مي‌بايست برخورد كنيم از نظر قضايي برخورد داشتيم.


برخورد قضايي در زمان دولت آقاي هاشمي هم صورت مي‌گرفت؟

چه در دولت آقاي هاشمي، چه در دولت آقاي خاتمي و چه در دولت آقاي احمدي‎نژاد، آن چيزي كه عقيدمان از نظر مباني اسلامي بوده، عمل مي‌كنيم. مثلا در دوران آقاي هاشمي، ايشان طرفدار آقاي كرباسچي بود و ما هم سخت مخالف اين قضيه بوديم و در مرحله بحث به نقطه حساسي رسيد و ايشان آن‎را در محضر رهبري طرح كرد و ما هم در محضر رهبري گفتيم که به نظر ما رهبري نبايد در اين مسئله وارد شود، زيرا در دنيا رييس‎جمهوري را محاكمه مي‌كنند، آب از آب تكان نمي‌خورد، اما آقاي هاشمي مي‌گويد اگر شهردار را محاكمه كنيد، كشور به هم مي‌ريزد؛ نخير، كشور به هم نمي‌ريزد، زيرا ما برخلاف نظر آقاي هاشمي شهردار را محاكمه كرديم و اتفاقي هم نيفتاد.


در آن دوران رابطه با نمايندگان مجلس ششم به چه صورت بود؟

در خاطرم هست كه هیئت‎رییسه مجلس يك مهماني معروفي برای افراد مؤثر كشور، از جمله اعضاي شوراي نگهبان برگزار کردند. در آن مهماني كه رييسش آقاي بهزاد نبوي بود، اين موضوع را دنبال مي‌كردند كه به‎نحوي حاكميت را در خصوص كارهايي كه انجام مي‌دهند، اقناع كنند. در اين مراسم مرحوم زواره‌اي هم همراه بنده بود، آقاي بهزاد نبوي مي‌خواست مراسم را با تشريفات فراوان برگزار كند كه بنده همان‎جا به تشريفات اعتراض كردم و قبل از اين‌كه سفره بر چيده شود، از سر سفره عقب نشستم و گفتم تشريفات را كنار بگذاريد و بحث را شروع كنيد. بحث را شروع كردند و ما مخالفت صريح با پيشنهادهاي آن‎ها كرديم و از خاطرم نمي‌رود، وقتي مي‌خواستيم از آن جلسه خارج شويم، آقاي بهزاد نبوي به بنده گفت بالاخره شما بنده را اذيت كرديد و نگذاشتيد كار خود را انجام دهم و بنده نيز گفتم: ما اذيت نكرديم، كار شرعي و وظيفه خود را انجام داديم. از بيان اين خاطره مي‌خواهم اين موضوع را تأكيد كنم كه اين‎طور نيست كه اگر اعضاي جامعه مدرسين در جايي تشخيص دهند كه مسير نادرست است، چه در دولت و چه در خارج آن، نصيحت و موعظه مي‌كنند.


در دوران آقاي احمدي‎نژاد چه نصایحی به ایشان داشته‌اید؟

در حال حاضر جامعه مدرسين موثرترين عامل در جهت رياست‎جمهوري احمدي‎نژاد بوده و حمايت زيادي از ایشان كرده است، ولی در عين‎حال روي برخي از كارهاي او دست گذاشته و مي‌گويد كه خلاف است؛ مثلا اظهارات آقاي مشايي و پول‎هايي را كه آقاي مشايي دارد خرج مي‌كند، بارها اعضاي جامعه مدرسين ايراد گرفته‌اند.


آيا تذکرات اعضاي جامعه مدرسين تأثيري هم داشته است؟

بله، تأثير داشته؛ زيرا خودش را كنترل كرده است، اگر تأثير هم نداشته، اشكالي ندارد؛ ما انجام وظيفه كرده‎ايم. در دوران آقاي خاتمي روي ايشان نصيحت‌هاي ما تأثير نداشت، ولي ما آن را بيان مي‌كرديم.


بعضا اخباري منتشر مي‌شود كه آقاي مشايي نزد علما مي‌رود تا مواضع و افكار خود را طرح كند. آيا در اين رابطه، براي ديدار، درخواستي از طرف آقاي مشايي شده است؟

خود آقاي احمدي‎نژاد، به بنده و آقاي جنتي پيشنهاد كردند كه شما كه اين‎قدر از آقاي مشايي انتقاد مي‌كنيد، بگذاريد يك جلسه بيايد پيش شما، آقاي جنتي در همان جلسه بلافاصله در حضور آقاي احمدي‎نژاد گفتند كه يعني ما هم اين بدنامي را پيدا كنيم كه با آقاي مشايي ملاقات كرده‎ايم؟

درخواست ملاقات آقاي مشايي با شما بود يا اين‌كه قصد ديدار با تمامي اعضاي جامعه مدرسين را داشت؟

ما اصلا آقاي مشايي را قبول نداريم كه درخواست ملاقات بكند و در اين جهت آقاي احمدي‌نژاد درخواست كرده‌اند كه بگذاريد آقاي مشايي بيايد و حرف‎هايش را شما بشنويد و آقاي جنتي همان‎جا گفت: يعني به ما تهمت ملاقات با فلاني بخورد؟ آقاي مشايي اين‎قدر پيش ما مردود است كه حاضر نيستيم با وي ملاقات كنيم و در اين جهت، خودش براي ملاقات درخواستي نداشته. معلوم است كه خود وي نيز مي‌فهمد؛ بالاخره يك آدمي است كه خود را رييس و همه كاره دفتر احمدي‌نژاد مي‌داند. البته مشايي آدمي است كه از پول و موقعيت استفاده مي‌كند و بر اين تصور است كه با اين كارها مي‌تواند رييس‌جمهوري آينده شود؛ بنده همين‎جا به شما مي‌گويم، در آينده اگر آقاي مشایی به‎عنوان رييس‌جمهوري مطرح شود، اولين تشكلی كه رسما و صريحا مخالفت خواهد كرد، جامعه مدرسين است و اگر بنده در قيد حيات باشم، قطعا با اين موضوع مخالفت خواهم كرد و به هر قيمتي كه باشد موافقت نخواهيم كرد كه آقاي مشايي رييس‌جمهوري مملكت شود.


بعضا در برخي خبرها مشاهده مي‌شود كه بعضي گروه‌هاي سياسي به دنبال مرجع‌سازي براي خودشان هستند. آيا جامعه مدرسين در اين زمينه نمي‌خواهد ورود پيدا كند؟

جامعه مدرسين خوشبختانه در زمينه مرجعيت، مباني شرعي را كاملا رعايت كرده، مي‌كند و خواهد كرد و در اين رابطه جاهايي كه بايد جلوگيري كند، به اين معنا كه عدم صلاحيت شرعي برايش محرز شود، عمل كرده و خواهد كرد و در جاهايي كه از لحاظ شرعي محدوديتي داشته نيز تأييد كرده است.


در زمينه مرجعيت آقاي منتظري، چه اتفاقاتي در جامعه مدرسين رخ داد؟

بعد از فوت مرحوم آيت‌ا... گلپايگاني و آيت‌ا... اراكي شرايط اجتماعي ايجاب مي‌كرد كه تعدادي از علما را معرفي كنيم و در اين راستا، جامعه مدرسين تعدادي را به‎عنوان مرجع معرفي كرده كه اتفاقا بنده در خاطر دارم كه در آن زمان آقاي فاضل، دبير جامع مدرسين بودند و بارها به بنده مي‌گفتند كه يكي مثبت و يكي منفي، والا بنده نمي‌گذارم اين جلسه به نتيجه برسد، چندين جلسه هم طول كشيد و در اين جهت، مثبت مقام معظم رهبري و منفي آقاي منتظري بودند و مقام معظم رهبري، كمتر از اين‎هايي كه شما مي‌خواهيد آن‎ها را معرفي كنيد نيستند و آقاي منتظري هم حق مرجعيت ندارد و نمي‌تواند مرجع باشد.


اعلام نظرات جامعه مدرسين درخصوص مراجع از لحاظ شرعي بوده يا سياسي؟

نظرات جامعه مدرسين از لحاظ شرعي اعلام شده و اصلا بحث سياسي در اين خصوص مطرح نبوده است. بنده در سن 80 سالگي هستم و جهنم را براي چه با نظر سياسي بخواهم انتخاب كنم. اين مباحث را كه مطرح مي‌شود، وظيفه شرعي خود مي‌دانم و خوشبختانه كساني‎كه در روزهاي اول با بنده مخالفت مي‌كردند كه چرا مرجعيت مقام معظم رهبري را مطرح كرده‌ايد، خيلي طول نكشيد كه همان‌ها با بنده در اين جهت موافقت كرده و خودشان آمدند و به ما اعلام كردند؛ چون مرجعيت و موقعيت ايشان محرز و درست است.


شما چگونه به اين نتيجه رسيديد و مرجعيت رهبري را از ابتدا اعلام كرديد؟

بنده به‎خاطر اين‌كه از نزديك در دوران رياست قوه قضاييه و بازنگري قانون اساسي با ايشان رابطه داشتم، بر اين موضوع واقف بودم؛ زيرا در جريان بازنگري قانون اساسي، آقاي خامنه‌اي رييس بودند و آقاي هاشمي نايب‎رييس و بنده در آن زمان منشي بودم و شرايط كسالت حضرت امام سبب مي‌شد كه گاهي جلسه را فقط بنده اداره كنم، يعني هر دو بزرگوار مي‌رفتند جماران به ملاقات حضرت امام و در آن برهه آشنايي آقاي خامنه‌اي با مباني فقهي و علمي براي بنده محرز شد و در زماني كه مسئول قوه قضاييه شدم نيز وقتي فروعات را نزد ايشان مطرح مي‌كردند، مي‌ديدم كه ايشان خيلي قوي‌تر از خيلي آقايان وارد بحث مي‌شوند.


در مورد آينده جريان فتنه چه تحليلي داريد؟

در جريان فتنه خيلي روشن است كه سران فتنه تحت تأثير تبليغات خارجي و داخلي قرار گرفته و شايد بعضي از آن‎ها نيز تا اين حد، خودشان اطلاع نداشتند. براي همه كساني كه مختصري در جريان باشند، مثل روز روشن است كه آن‎ها در مقام براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران بودند و پشتيباني خارجي را نيز به همین دلیل داشتند و از بعضي نيروهاي داخلي نيز در این جهت بهره‌برداري شده بود كه خوشبختانه با تدبير بسيار جالب مقام معظم رهبري، اين نقشه‌ها نقش بر آب شد. امروز سران فتنه خودشان هستند و خودشان و آن مثل معروف در خصوص آن‎ها صدق مي‌كند كه وقتي در سلماني مشتري نداشتند، سر همديگر را مي‌تراشيدند و در حال حاضر آن‎ها چون مشتري ندارند، به ديدن همديگر مي‌روند و مي‌نشينند صحبت‌هايي مي‌كنند كه یعنی ما هستيم، در حقيقت سران فتنه فكر مي‌كردند با پشتيباني‌هايي كه از خارج و داخل داشتند، در فاصله كوتاهي نظام را از بين خواهند برد. ولي در اين رابطه حضور مردم و تدبير فوق‌العاده مقام معظم رهبري توانست اين نظام را حفظ كند و نقشه‌هاي آن‎ها را با شكست مواجه سازد

قضيه ما و هاشمي حل‌شدني نيست

هاشمي گفت ادبيات يزدي را قبول ندارم

برخي كارهاي احمدي نژاد خلاف است

بدنامي ملاقات با مشايي را نپذيرفتيم

مشايي آنقدر مردود است كه با او ديدارهم نمي‌كنيم

مشايي با پول خرج كردن در صدد رياست جمهوري است

پوستر جالب درباره رابطه بدحجابی و سیب زمینی !

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 11:47  توسط مهدی بوذرپور  

چهره واقعی شیرین عبادی


چه كسی آیت‌الله خامنه‌ای را پیشنهاد كرد؟

مانع دیگر این بود كه امام با رئیس‌جمهور شدن روحانیون موافق نبودند، چون حزب در دوره‌ی اول بنا داشت شهید بهشتی را كاندیدای ریاست‌جمهوری كند و به همین دلیل این كار را نكرد.
  عصرایران - دهم مهرماه سالروز برگزاری سومین انتخابات ریاست جمهوری در كشورمان است. این انتخابات در شرایطی برگزار شد كه مردم و مسئولین نظام اسلامی هنوز در غم از دست دادن شهیدان رجایی و باهنر بودند. از طرفی منافقین با ترورهای خود فضای ناامنی را در كشور به‌وجود آورده و از سوی دیگر، رزمندگان اسلام نیز در حال دفاع از كیان كشور در مقابل متجاوزین عراقی بودند. متن زیر خاطره‌ای است از جلسه‌  شورای مركزی حزب جمهوری به روایت حجت‌الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری ، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی كه در آن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان نامزد ریاست جمهوری پیشنهاد شدند.

این نوشتار را پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب منتشر کرده است.

پای ثابت جلسات

شهید هاشمی‌‌نژاد با بسیاری از اشخاص مؤثر انقلابی سابقه‌ی دوستی و همكاری طولانی داشت ولذا در كارهای تشكیلاتی با آن‌ها همكاری می‌كرد. یكی از این افراد رهبر معظم انقلاب بود. ایشان همراه با شهید هاشمی‌‌نژاد و آیت‌الله طبسی، جمعی سه‌نفره را تشكیل می‌دادند كه محور مسائل انقلابی استان خراسان بودند.
یكی از اركان حزب جمهوری نیز‌ آیت‌الله خامنه‌ای بودند. ایشان به همراه شهید آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی،‌ آیت‌الله موسوی اردبیلی و شهید باهنر از مؤسسان حزب بودند. همه‌ی این بزرگان با شهید هاشمی‌‌نژاد سابقه‌ی دوستی و آشنایی دیرینه داشتند.

طبیعی بود كه نه‌فقط حزب جمهوری، كه هر تشكیلاتی كه توسط روحانیون انقلابی و سرشناس تشكیل می‌شد، شهید هاشمی‌نژاد با آن‌ها همراهی كند. قبل از انقلاب هم هر تشكیلاتی، ولو بدون نام و به شكل غیر رسمی، برای پیشبرد انقلاب تشكیل می‌شد، شهید هاشمی‌‌نژاد یك پای ثابت آن بود.‌ این بود كه با تأسیس حزب جمهوری اسلامی، ایشان با مؤسسان آن همراهی كرد و دبیر حزب در استان خراسان شد. ایشان به‌رغم مسئولیت‌های سنگینی كه داشت، بسیار علاقمند بود كه در اغلب جلسات شورای مركزی حزب شركت كند. این موضوع اهتمام ایشان را نسبت به كار حزب نشان می‌دهد.

من از شهید هاشمی‌نژاد در حزب خاطراتی دارم. یكی از این خاطرات مربوط می‌شود به دوران پس از شهادت بزرگانی چون شهید بهشتی و شهید رجایی و شهید باهنر. در آن موقع آیت‌الله خامنه‌ای در دوران نقاهت پس از ترورشان به ‌سر می‌بردند. پس از شهادت شهید رجایی، جلسه‌ی شورای مركزی حزب در دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در مجلس تشكیل شد.

دستور كار جلسه این بود كه حالا باید چه كنیم؟ حزب جمهوری در مجلس اكثریت داشت و حزبِ حاكم بود و همه توقع داشتند كه حزب در این زمینه تصمیم بگیرد. از آن‌جا كه دبیركل حزب، یعنی حجت‌الاسلام و المسلمین باهنر هم شهید شده بود، بنابراین باید دبیركل جدید انتخاب می‌شد. در آن جلسه بنا بود درباره‌ی این دو موضوع تصمیم‌گیری شود. آقای هاشمی‌نژاد خودشان را به این جلسه‌ رساندند. ایشان در عین حال كه رسماً عضو شورای مركزی حزب نبود، اما چون عضو برجسته‌ای بود، عملاً عضو این شورا به حساب می‌آمد و در جلسات مهم شركت می‌كرد. بسیار هم تأثیرگذار بود.

چه كسی آیت‌الله خامنه‌ای را پیشنهاد كرد؟

در این جلسه‌ هم ایشان از مشهد آمد و شركت كرد. وقتی در جلسه مطرح شد كه چه كسی رئیس‌جمهور باشد، شهید هاشمی‌‌نژاد گفت آقای خامنه‌ای. اساساً پیشنهاد رئیس‌جمهور شدن آیت‌الله خامنه‌ای را ایشان داد. در این مسیر یكی دو مانع وجود داشت كه درباره‌اش بحث شد؛ یكی این‌كه ایشان بستری بودند. شهید هاشمی‌نژاد پافشاری كرد و در پاسخ به این مسئله گفت كه بنا نیست كه ایشان همیشه بستری باشند و بالاخره بهبود پیدا می‌كنند. مانع دیگر این بود كه امام با رئیس‌جمهور شدن روحانیون موافق نبودند، چون حزب در دوره‌ی اول بنا داشت شهید بهشتی را كاندیدای ریاست‌جمهوری كند و به همین دلیل این كار را نكرد.

به همین دلیل عده‌ای از افراد حاضر در جلسه، از جمله خود من گفتیم كه باید برویم و با امام صحبت كنیم. شهید هاشمی‌نژاد هم همین نظر را داشت. سرانجام همه این پیشنهاد را پذیرفتند و قرار شد آقای هاشمی رفسنجانی برود و با امام صحبت كند و این كار را هم انجام داد. امام تا آن‌وقت معتقد بودند كه رئیس‌جمهور یك غیر روحانی باشد، اما بعد از این اتفاقات، موافقت كردند و از نظر خودشان برگشتند و گفتند كه ایشان نامزد بشوند. پس از مدتی هم انتخابات برگزار شد و ایشان رئیس‌جمهور شدند و  این یكی از اثرگذارترین كارهای شهید هاشمی‌نژاد بود.

شهید مطهری گفت خبر دارید او مارکسیست شده؟


شبکه ایران: سید محمد موسوی خوئینی‌ها دبیر مجمع روحانیون مبارز است. وی که پیش از انقلاب توسط ساواک دستگیر و مدتی را در زندان گذرانده‌ و در ابتدای انقلاب مسئولیت های مختلفی کسب کرده است.

آقای موسوی خوئینی‌ها پیش از پیروزی انقلاب (در دهه 50) در یکی از مساجد تهران مباحثی را به عنوان تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه ارائه می‌داده است. آنگونه که فرزند شهید مطهری(رض) در نامه‌ای به این فرد روحانی یادآور شده است شهید مطهری نسبت به طرح مباحثی که شما به عنوان تفسیر قرآن مطرح می‌کردید، معترض بوده و آن مباحث را دارای ریشه‌های مادی می‌دانسته‌اند.

بخشی از مبارزان انقلاب هم عنوان می کنند که "شهید مطهری راجع به موسوی‌خوئینی‌ها گفته است که این فرد افکار کمونیستی دارد. منبرهای ایشان گروه فرقان را پرورش می‌داد."

ارتباط آقای خوئینی ها با گروه فرقان موضوعی است که بارها در محافل مختلف مطرح شده است اما روایتی که حجت الاسلام جعفر شجونی، عضو جامعه روحانیت مبارز، از این رویداد دارد، روایت تقریبا جامعی است.

وی در گفت وگویی که با نشریه "یادآور" داشته است، در ابتدا درباره طرد عنصر مطرح گروه فرقان و عامل به شهادت رساندن شهید مطهری از مدارس و حوزه های علمیه می گوید: من شخص گودرزی را در جاهای مختلف دیدم. فکر می کنم اولین جائی که او را دیدم در مدرسه چهل ستون بود. کسانی که او را خوب می شناختند، می گفتند درسخوان نیست و بیشتر چپ می زند، به همین دلیل مرحوم آیت الله حاج آقا حسن سعید، او را از مدرسه بیرون کرد. بعد به مدرسه شیخ عبدالحسین رفت و باز مرحوم آیت الله آسید هادی خسروشاهی او را بیرون کرد. بعد رفت مدرسه مرحوم آیت الله مجتهدی، ایشان را که بیش از دو شخصیت قبلی روی طلبه هایش حساس بود و کوچکترین انحراف که هیچ، حتی ترک اولی را هم برای طلبه نمی پذیرفت، سر درس به او گفته بود برو بیرون ای منافق! و او را از مدرسه بیرون کرده بود. آقای مجتهدی خیلی آدم شناس بود.

شروع ارتباط گودرزی با خوئینی ها  
حجت الاسلام جعفر شجونی سپس به شروع ارتباط گودرزی با اقای خوئینی ها می پردازد: گودرزی بعد از آنکه از سوی علمای محترم و شناخته شده و حوزه های علمیه مهم تهران طرد شد، به سراغ آقای موسوی خوئینی ها در مسجد جوستان رفت و او هم گودرزی را پذیرفت و این هم امر غیر منتظره ای نبود. آقای خوئینی ها قبل از انقلاب در آن مسجد در مقام تفسیر قرآن، حرف های عجیب و غریبی می زد که من اسم آن را گذاشته بودم « قرآن شناسی آسان»! چون یک مفسر واقعی با توجه به قرائن روائی و تاریخی و لغوی تلاش می کند مراد آیه را با یک اجتهاد سخت به دست بیاورد، ولی در «قرآن شناسی آسان»، فرد نگاه می کند ببیند ذوقیات حاکم بر جامعه چیست و قرآن را به نفع آن مصادره می کند.
در آن زمان توانسته بودند مارکسیسم را در میان نسل جوانی که علاقمند به مبارزه بود، به عنوان علم مبارزه جا بیاندازند.
شما که دارید می سازید، یکمی بزرگ بسازید!
آقای شجونی اضافه می کند: این آقای موسوی خوئینی ها هم به گفتن تفاسیر مارکسیستی معروف بود. آقای مطهری چند باری به او هشدار داده بودند، ولی او کار خودش را می کرد. مدتی در مسجد جوستان این حرف ها را زد و عده ای جوان ناآگاه هم دور وبرش را گرفتند و تصور می کرد که بازارش همیشه گرم می ماند. خاطرم هست بازاری ها می خواستند در آن ایام برایش خانه ای بسازند. پیغام داده بود شما که دارید می سازید، یکمی بزرگ بسازید! به هر حال گودرزی به مسجد جوستان رفت و آقای موسوی خوئینی ها هم او را به مسجد خمسه فرستاد. مسجد خمسه در اواسط خیابان سراب در خیابان دولت- یخچال واقع شده است این مسجد از همان زمان تبدیل به پایگاهی برای ترویج افکار گودرزی شد و او بسیاری از اعضای گروه فرقان را از همین جا جذب کرد.
وی درباره میزان تاثیر پذیری گودرزی از آقای خوئینی ها را "خیلی زیاد" می داند و می گوید: موسوی خوئینی ها از کسانی بود که قبل از انقلاب به این ذهنیت دامن می زد که هر نوع فعالیتی در دستگاه های دولتی و شبه دولتی کمک کردن به رژیم است و حال آنکه توجه نمی کرد که بعضی ها از همین کارهای شبه دولتی توانستند به اندازه ده ها سال تاثیر کار او داشته باشند .
مطهری و  مفتح تبدیل به ترمز انقلاب شده اند/ بهشتی و باهنر همکار فرخ رو و پارسا شده اند!
به گفته آقای شجونی "موسوی خوئینی ها علنا می گفت که آقای مطهری و آقای مفتح که تدریس در دانشگاه را پذیرفته اند با حکومت سازش کرده اند و تبدیل به ترمز انقلاب شده اند! حال آنکه کاری که این دو نفر مخصوصا آقای مطهری در تبیین اندیشه های اسلامی در دانشگاه ها کردند و نیز پرورش و تقویت نیروهای صالح، بی نظیر بود و اگر تلاش امثال ایشان نبود، انقلاب اسلامی  پس از پیروزی از وجود نیروهای ارزشمندی که محصول تلاش های فرهنگی همان سال هاست، محروم می ماند. او همین حکم را هم درباره آقای بهشتی و آقای باهنر می داد که به آموزش و پرورش رفته بودند و کتاب های درسی را تدوین می کردند. می گفت که اینها همکار فرخ رو و پارسا شده اند.
حجت الاسلام شجونی در مورد منبرهای آقای خوئینی ها نیز می گوید: منبر های آقای خوئینی ها و مسجد او یکی از کانون های تبلیغ علیه آقای مطهری بود و بازار شایعه های مختلف علیه مطهری را در آنجا گرم کرده بودند که اگر زمانی لازم باشد می گویم. یک شیخ محترمی با من دوست است به نام آقای قاسمی. ایشان در مسجدی نزدیک میدان ونک نماز می خواند. الان هم هست و این داستان را می توانید از او هم بپرسید. ایشان نقل می کرد من یک شب درمسجد جوستان کنار آقای کروبی نشسته بودم و آقای موسوی خوئینی ها هم روی منبر بود. اکبر گودرزی و محمود کشانی که وصف حالشان را برایتان خواهم گفت، نشسته و محو حرف های آقای خوئینی ها شده بودند. این آقا رفته بود بالای منبر و آیه شریفه « و یصدون عن سبیل الله »  را کنایتا و گاهی تصریحا بر آقایان مطهری و مفتح و بهشتی تطبیق می داد و می گفت اینها ترمز انقلاب و سازشکارند و با دستگاه روی هم ریخته اند! من که دیدم گودرزی و کشانی مات و مبهوت حرف های خوئینی ها هستند، به کروبی گفتم « بابا اگر فردا انقلاب پیروز شود اینها با اولین اسلحه که به دستشان بیفتد می روند اینها را می کشند.» کروبی که می دانید هم احساساتی است، هم عصبی. دستش را بلند کرد و زد روی پای من و گفت: « نه بابا این جوری نیست». ولی بعدها دیدیم که اتفاقا این جوری شد! واقعا برخی هم لباس های خودمان آنها را تحریک می کردند. همین محمود کشانی از افرادی بود که شهید مفتح را در دانشگاه الهیات به گلوله بست. این مسئله که فکر را چه کسی توی کله یک مشت بچه بی سواد کرده بود، باید ریشه یابی کرد. بعد از سی سال که از انقلاب می گذرد باید معلوم شود محرکین اینها چه کسانی بودند که این قدر به خود جسارت دادند که چنین شخصیت هائی را بکشند.
شهید مطهری: خبر دارید مارکسیست شده؟
آقای شجونی درباره اختلاف شهید مطهری و با موسوی خوئینی ها عنوان می کند: صریح بگویم آقای مطهری معتقد بود که او مارکسیست شده است! آقای مطهری اعتقاد افرادی را از روی ظاهر و لباسشان نمی سنجید، بلکه محتوای حرف و فکر آنها را بررسی می کرد. ایشان می فرمود این نوع تفاسیر تفاسیری مارکسیستی است. یک داستانی را نقل می کنم می توانید بروید از آیت الله آقارضی شیرازی بپرسید. ایشان تعریف می کرد که وقتی آیت الله انواری از زندان آزاد شدند با آقای مطهری به منزل ایشان رفتیم، وقتی به منزل ایشان وارد شدیم. دیدیم موسوی خوئینی ها هم آنجا نشسته او چون با آقای مطهری بد بود، تا چشمش به ایشان افتاد بلند شد و رفت بیرون، آقای مطهری با حالت عصبانیت و تحکم از آقای انواری پرسیده بود: « شما او را می‌شناسید؟ » آقای انواری جواب داده بود: « بله این آقای خوئینی هاست» آقای مطهری می گوید: « خبر دارید مارکسیست شده؟» آقای مطهری واقعا درباره آقای موسوی خوئینی ها همین طور فکر می کرد و بخشی از هشدارهائی هم که در مقدمه کتاب « گرایش به مادیگری» داد، درباره همین آدم و اطرافیانش بود.